گروه : آموزشی تربیتی
شماره : 28
تاریخ : چهار شنبه, 31 اردیبهشت 1399
ساعت : 01:31:13
نقش مسجد در تعلیم و تربیت با رویکرد نوآوری وشکوفایی

چکیده : 2

کلیدواژه: 2

مقدمه  2

مفهوم شناسی نوآوری و شکوفایی   4

الف)معنای لغوی نوآوری و شکوفایی   4

ب)معنای اصطلاحی نوآوری وشکوفایی   4

پرسش های اساسی تحقیق   5

فرضیه تحقیق   5

نوآوری و شکوفایی در آیات و روایات    5

آیات قرآن  5

روایات    12

أبعاد نوآوری و شکوفایی   13

ضرورت های طرح نوآوری   13

شاخصه های نوآوری   14

مخاطبان اصلی نوآوری و شکوفایی   14

نوآوری و شکوفایی تعلیم وتربیت در مسجد  16

هدف اصلی تعلیم وتربیت در مسجد  16

پیش نیازها 21

راه کارهای عملی در اجرای طرح نوآوری و شکوفایی   22

آسیب شناسی   23

پی نوشت    24

 

چکیده:            

نوآوری در همه ابعادش با تفکرواندیشه عمیق وهم اندیشی همراه است. شکوفایی، ثمره چنین اندیشه ای است .

یکی از ابعاد نوآوری و شکوفایی، تعلیم وتربیت درمسجداست که درنوشتار حاضر به آن پرداخته شده است.

 دراین نوشتار بعد از مفهوم شناسی نوآوری و شکوفایی از نظر لغت و اصطلاح،به آیات و روایاتی که مفهوم نوآوری وشکوفایی ازآنها فهمیده می شود،اشاره شده است .درادامه به ابعاد نوآوری و شکوفایی، نقش محوری مسجد در تعلیم وتربیت ومتحول ساختن افرادجامعه، وسوق دادن به سوی نوآوری وشکوفایی و راه کارهای عملی دراین زمینه وپیش نیازهای نوآوری وشکوفایی تعلیم وتربیت در مسجد اشاره شده است.

  درقسمت پایانی نوشتار، آسیب شناسی نوآوری در راستای شکوفایی تعلیم وتربیت درمسجد عنوان شده است.

کلیدواژه ها

 نوآوری، شکوفایی، مسجد، تعلیم، تربیت

 

مقدمه              

          اسلام، مکتب تعلیم وتربیت و به کمال رساندن انسانهاست .امر تعلیم وتربیت دراسلام، از قداست بالایی برخوردار است.چنان که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم)، هدف از بعثت خود را إتمام و إکمال بزرگواری های أخلاقی در راستای حفظ کرامت انسانی قلمداد می کند. لذا می فرماید: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاق»[1]همانا من برای تکمیل کرامت های أخلاقی فرستاده شده ام .

 پیامبراسلام  (صلی الله علیه و آله وسلم)،برای هدایت وتعلیم وتربیت اسلامی به حدی تلاش می کرد، تا اینکه  خدای تعالی فرمود: «ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى»[2] ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را به زحمت بیفکنى.

مکان و محل این امر مقدس در اسلام از آغاز و ابتدای برنامه آموزشی وتربیتی اسلام توسط پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) مکان مقدسی چون مسجدقرارداده شده است. به همین جهت هرجا پیامبراسلام برای تعلیم وتربیت افراد مسلم و مؤمن، در هر محلی واردمی شدنخست، مسجدی را برای عبادت وبرنامه های تربیتی می ساخت.

   باوجوداینکه مسجد، همانگونه که ازنامش پیداست محل عبادت و تقرب جستن به خدای یگانه است؛ اما با توجه به کارکردهای مسجد در صدر اسلام معلوم می شود که مسجد از آغاز، تنها به عنوان جایگاه عبادت یا معبد ساده ای بنیان نشده است، بلکه ازهمان ابتدا مکانی برای ارشاد،تبلیغ، تعلیم وتربیت اسلامی بوده است. تاجایی که، ازسیره رسول اعظم (صلی الله علیه و آله وسلم) بدست می اید که آن حضرت، طرح مسائل علمی را در مسجد، و مسئله آموزش  و تعلیم وتربیت رابیش ازعبادت وخواندن نماز، اهمیت میداد. نقل شده است؛ وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) وارد مسجدشد دید، جمعی مشغول عبادت و راز و نیازاند و عده ای مشغول گفت وگو و مباحثه علمی هستند، ایشان درجلسه علمی شرکت می نماید.

          مهمترین محورهای کاری آن حضرت، به دستور قرآن، تعلیم وتربیت وتزکیه نفوس بود، که بیش ازهمه در مسجد انجام می شد.

برنامه کاری پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) در مسجد، بر دو محور اساسی و سازنده دنبال می شد؛1- مردم را با فوت وفن های جنگ با کفار و مشرکین آشنا می کرد.2-  تعلیم وتربیت افراد را در ابعاد مختلف دنبال می کرد.بنابراین مساجد از صدر اسلام مرکز تعلیم وتربیت بود، و همان سنت در دوره های مختلف و در گذر زمان مورد توجه مسلمانان و لو به صورت کم رنگ تر وضعیف تر ادامه داشته و دارد. لکن نوآوری در روش تعلیم وتربیت و یا در طرح و برنامه ریزی در امور مساجد به صورت جذاب و محوری انجام نشده است. آموزش وپرورش در نهادهایی غیراز مساجد چه در کشورهای اسلامی و جه غیراسلامی درحال به روزشدن است. بنابراین ضروری است که در نحوه آموزش وتربیت اسلامی در مسجد تجدیدنظر شود.چرا که برنامه های تکراری وسنتی ای که نوآوری و خلاقیت در آن دیده نشود، موجب دلسردی افراد به ویژه جوانان می شود.

مسجد باید کانونی برای حرکت های سازنده اسلامی، درزمینه بیداری مردم ، پاک سازی محیط و آماده ساختن مسلمانان برای حفظ ارزشهای اسلامی باشد.

مسجد،باید مرکزی برای قشر فعال جامعه؛ یعنی جوانان باشد. نه جای افراد بیکار و خواب آلود و پیرمردان .

در اسلام، برعمران وآبادانی مسجد سفارش فراوانی شده است .یکی ازمهمترین عمران وآبادانی مسجد، به این است که حضور مسلمانان در مسجد برای عبادت وتعلیم وتربیت، پرجوش و فعال باشد.

از این رو باید برای عمران وآبادانی مسجد به ویژه عمران معنوی و آبادانی مورد نظر اسلام، برنامه و طرح نو در راستای شکوفایی مسجد در أمرتعلیم وتربیت، مورد توجه قرارگیرد.

بنابراهمیت نوآوری وخلاقیت در امرآموزش و تعلیم وتربیت، این مقاله در صدد است که تعلیم وتربیت در مسجد را با رویکرد نوآوری و شکوفایی مورد بررسی قرار دهد.

از این رو لازم است نخست، بامفهوم نوآوری وشکوفای واشارات این مقوله درآیات وروایات آشناشویم. آنگاه أبعاد و شاخصه های نوآوری وشکوفایی باتأکیدبه نوآوری وشکوفای درامرتعلیم وتربیت درمسجد، پرداخته خواهدشد.ازینکه هرگونه ابتکاروخلاقیت مانندسایرمقوله هاازگزندآسیبهای احتمالی نمی تواند در أمان باشد، لذا در ادامه به موانع تحقق نوآوری و راهکارهای اجرایی شدن، اشاره می شود.

 

مفهوم شناسی نوآوری و شکوفایی

الف) معنای لغوی نوآوری و شکوفایی

             نوآوری کلمه ترکیبی از «نو» و «آوری» به معنی ابتکار، إبداع و در مواردی نیز به معنی بدعت گذاری آمده است.[3] نوآوری ریشه در إدراک داشته و در اثر دیدن أشیاء وپدیده ها از زاویه ای نو و گاهی نیز محصول خلاقیت در انسان است. از این رو پیوند عمیق و ارتباط وثیقی با خلاقیت دارد. نواندیشی، وصفی برای فرد یا جامعه ای که دارای اندیشه های نوین است، می باشد.

          شکوفایی نیز از؛ شکفتن، بازشدن غنچه، پدیدارشدن و آشکارشدن است .شکوفایی نیز نوعی خلاقیت است. نوآوری همچون دانش، و شکوفایی همچون تکنولوژی است. یعنی شکوفایی کاربرد نوآوری و به صحنه زندگی کشاندن آن است.چنان که درختانی که درفصل بهارتجدیدحیات می کنند، وقتی اولین آثار رشدونمو در وجودشان جوانه می زند، به آن شکوفه می گویند.

ب)معنای اصطلاحی نوآوری وشکوفایی

            نوآوری و شکوفایی در اصطلاح نیز همان معنای لغوی را داراست. به معنای ابتکار،خلاقیت ،چیز تازه ای کشف کردن و به وجود آوردن است. منتهی در علوم مختلف معنای متناسب با آن علم را دارا می باشد. به عنوان مثال نوآوری در صنعت، به معنای اختراعات واکتشافات، درمدیریت، برنامه ریزی جدید،دراقتصاد طرح نو و روش نو در سیستم اقتصادی وبانک داری و...را گویند.

          اما نوآوری در دین گاهی مراد حکم جدیدی است که سابقه در شریعت نداشته باشد، این گونه نوآوری در دین، که به عنوان بدعت دردین یاد می شود، مذموم و ممنوع است. و الاّ اگر مراد از نوآوری دردین، پیشرفت علوم اسلامی و استنباط احکام مستحدثه و فهم نو و برداشت جدید از سنت پیشوایان دین باشد نه تنها مذموم نیست،بلکه نیکو و پسندیده و کار مردان سخت کوش و فقیهان در دین می باشد.که در طول تاریخ در مذهب شیعه با باز بودن باب اجتهاد، این سنت به صورت متداول، جریان داشته و دارد.از این رو می توان گفت؛ که نوآوری و شکوفایی در دین سند زنده بودن اسلام در هر عصر و زمان و جواب گوی مسائل و احکام مورد نیاز جامعه در هرشرایطی می باشد. و از همین جا جاودانگی اسلام عزیز به إثبات می رسد.

پرسش های اساسی تحقیق

 1- آیا نوآوری و شکوفایی مورد پذیرش اسلام است؟

 2- آیا نوآوری و شکوفایی در آیات و روایات اشاره شده است؟

 3- گستره نوآوری و شکوفایی تا کجاست؟

 4- أبعاد نوآوری و شکوفایی در تعلیم وتربیت در مسجد چیست؟

 5- تعلیم وتربیت در مسجد تاکنون نوآوری داشته یا خیر؟

 6- شاخصه های نوآوری و شکوفایی درتعلیم وتربیت چیست؟

فرضیه تحقیق

           مسجد می تواند کانونی نوآوری و شکوفایی در تعلیم وتربیت باشد. نوآوری و شکوفایی در اسلام در طول تاریخ جریان داشته است. پیشرفت علوم اسلامی از جمله علم فقه و اصول و پاسخ به سوال ها و مسائل مستحدثه بارزترین شیوه نوآوری و شکوفایی در اسلام است.

 

نوآوری و شکوفایی در آیات و روایات

       با توجه به تعاریفی که در رابطه با نوآوری و شکوفایی شد به ویژه نوآوری در دین به معنای استنباط احکام و مسائل مستحدثه، به خوبی به دست می آید که اسلام طرفدار نوآوری و شکوفایی بوده و هست .و از نوآوری و شکوفایی مطلوب و مفید برای فرد و جامعه، استقبال می کند. لذا با صرف نظر از تعاریف اصطلاحی که برای این دو واژه در علوم مختلف به ویژه مدیریت وجود دارد، در آیات قرآن و روایات اهل بیت  (علیه السلام) نسبت به این مفهوم، خصوصیات و ویژگی ها، ریشه ها و عوامل، آثار و نتایج ، ضرورت ها و الزامات و مصادیق و نمونه های آن، تصریحات و اشارات فراوانی وجود دارد .

          در این مقاله به نمونه هایی از آن اشاره می شود. بدیهی است شرح و تفصیل هر یک، نیاز به مقالات متعدد دیگری دارد و در اینجا فقط به صورت گذرا بسنده می شود.

آیات قرآن

          درقرآن کریم، بعضی از أسماء و صفات الهی در بردارنده مفهوم نوآوری بوده و «شکوفا نمودن» را می رساند. از جمله:

1-  الخالق؛ الله خالق کل شیئ.[4] یا من خلق الاشیاء من العدم(دعای جوشن کبیر) خالقیت،ایجاد است وخلاقیت ماهیت نوآوری و شکوفایی دارد.

2- الباری؛ هو البارئ المصور له الاسماءالحسنی.[5]

 3-  فتوبوا الی بارئکم.[6]باری، همان خالق است که با نوآوری وبدون مواد قبلی چیزی را آفریده است.

4-  البدیع؛ بدیع السّموات والارض.[7] بدیع، به معنی مبدع وابداع کننده است. وخداوند که موجودات را نو و بدون سابقه و پیشینه قبلی و بدون نقشه و مثال آفریده است بدیع است. (مبدع البدائع ومحدث الاشیاء علی غیر مثال واحتذاء )

          همچنین اسماء دیگر پروردگار عالم همچون « مصّو، فاطر، مبدئ، کاشف، باسط، منشئ، قابض، باعث، معلن، مبین، مبیّن، واسع، موسع، مفصّل، فتّاح، فالق، فارق، فارج و فاتح»؛همگی متضمن معنا و مفهوم نوآوری، ایجاد وشکوفایی، پدیدآورندگی، گشایش دهندگی، کار گشایی، برطرف کنندگی، باز کنندگی،پیونددهندگی،آشکار کنندگی،نخستین آفرینی،نو آفرینی و امثال آن است که در آیات و روایات آمده است.

البته جامع ترین نامی که در بر دارنده همه مضامین فوق است، همان «ربّ» در «ربّ العالمین» است که همه هستی و کل هستی و اجزاء آن را از عدم و با ابداع آفریده و پرورش داده و شکوفا نموده است.

          از آیه 29 سوره الرحمن«یسئله من فی السّموات والارض کلّ یوم هوفی شأن» نیز استفاده می شود که خداوند پیوسته در حال نوآوری است . تفکر در آفرینش و آمدوشد موجودات وحیات وممات پیوسته آنان نیز ما را بر نوآوری مستمر الهی رهنمون می سازد .

          پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و امت او در قرآن، پدیده ای نو و دارای ویژگی نو شوندگی ، زایندگی ، بالندگی،فزایندگی وگستردگی و مانند آن هستند. اصولاً ظهور ادیان الهی به منظور شکوفایی و نوآوری در هدایت انسان ها بوده است .

این مطلب از آیات متعدد، قابل استفاده است. از جمله آیات 29 سوره فتح که می فرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّه وَالَّذِینَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الْکُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ تَرهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلا مِنَ اللّهِ وَ رِضواناً سیماهُمْ فىِ وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِکَ مَثَلُهُمْ فىِ التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فىِ الاِنْجِیلِ کَزَرْع اَخْرَجَ شَطْئَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى عَلى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّراعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفّارَ وَعَدَاللّهُ الَّذِینَ امَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ اَجْراً عَظِیماً»؛محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) فرستاده خداست و کسانى که با او هستند، در برابر کفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند. پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود مى بینى در حالى که همواره فضل خدا و رضاى او را مى طلبند. نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است. این توصیف آنها در تورات است و مثل آنان در انجیل این است. همانند زراعتى که جوانه هاى خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پاى خود ایستاده است و به قدرى رشد و نمو کرده که زارعان را به شگفتى وا مى دارد. این براى آن است که کافران را به خشم آورده.  (ولى) کسانى از آنها را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظیمى داده است.

این مثال جالب و زیبا که متشکّل از یک توصیف در تورات و یک مثال در انجیل است، در باره یاران واقعى پیامبر است. این مثال از یک سو، از آنچه یاران پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)متّصف به آن بوده اند، حکایت مى کند و از سوى دیگر به تمام کسانى که مى خواهند، مسلمان حقیقى و یاور واقعى پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و اهل بیت (علیه السلام) باشند، مى آموزد که باید داراى چه صفات و ویژگى هایى باشند. «وَ مَثَلُهُمْ فِى الاِنْجِیِلِ کَزَرْع» مَثَل پیروان صادق و مُخلص پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله وسلم)، در کتاب آسمانى مسیحیان؛ یعنى انجیل، مثل مزرعه و زراعتى است که داراى ویژگى هاى پنجگانه است.

1 ـ «اَخْرَجَ شَطْئَهُ»، «شَطَأَ» در لغت عرب دومعنى دارد؛ نخست به جوانه هایى اطلاق مى شود که در کناره گیاهان یا درختان مى روید و کم کم رشد و نموکرده و مستقل مى شود. دیگر این که، به نوزادان حیوانات که بر اثر زادو ولد، زیاد مى شوند اطلاق مى شود.[8]بنابراین «شَطَأ»َ به معناى زایندگى، بالندگى، فزایندگى، گستردگى و مانند آن است.

تشبه یاران آن حضزت به زراعتِ؛ اوّلین ویژگى اش این است که تنها و محدود نیست،بلکه جوانه مى زند و زاینده است.به عبارت دیگر، عقیم و نازا نسیت، بلکه همواره در حال تولید و تکثیر است.

«فَآزَرَهُ» ـ «آزر و موازرت» به معناى حمایت و تقویت است; «وزیر» را از آن جهت وزیر مى گویند که از«شاه» حمایت مى کند و او را تقویت مى نماید.امام على (علیه السلام)از آن جهت وزیر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)نامیده شد که حامى آن حضرت بود و در راه تقویت دین او تلاش کرد.

          زراعت مورد مثل، نه تنها رشد و بالندگى و زایندگى دارد و جوانه هایى مى زند؛ بلکه همواره آن جوانه ها را مورد حمایت خود قرار مى دهد و موانع آن را از سر راهش برمى دارد و نیازهایش را به او مى رساند، هم حمایتش مى کند و هم او را مورد تقویت قرار مى دهد.

3 ـ «فَاسْتَغْلَظَ» ـ ویژگى سوم آن مزرعه این است؛ که جوانه هایى که مورد حمایت باغ قرار گرفته، کم کم محکم مى شوند و در سایه حمایت و تقویت مزرعه، استحکام مى یابند.

4 ـ «فاَسْتوى عَلى سُوقِهِ» حمایت و تقویت از این جوانه ها تا آنجا ادامه مى یابد که کم کم اینها احساس استقلال مى کنند و روى پاى خود مى  ایستند و دوران وابستگى آنها به سر آمده و خود اینها شروع به جوانه زدن مى کنند و جوانه هاى آنها نیز به همان شکل سابق مراحل سه گانه «حمایت» و «استحکام» و «استقلال» را سپرى مى کنند.

5 ـ «یُعْجِبُ الزُّراعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفّارَ» ـ رشدونمو و تولید و تکثیر این مزرعه با برکت، بقدرى زیاد و چشم گیر است که زراعت کاران و کشاورزان را در حیرت و شگفتى فرومى برد، به گونه اى که آنها از تعجّب انگشت بر دهان مى گذارند، زیرا که برخى از این درختان و گیاهان در مدّت کوتاهى سراسر باغ را مى پوشاند ولى در مقابل، کافران در خشم فرومى روند.

«وَعَدَاللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ مِْنهُمْ مَغْفِرَةً وَاَجْراً عَظِیماً» ؛ خداوند متعال فقط به یاران و اصحابى از پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) که اوّلا، ایمان آورده و اعتقادات خود را اصلاح کرده باشند. ثانیاً، اعمال و کردار شایسته داشته باشند و آن اعتقادات، افعال آنها را به سمت صلاح حرکت دهد، وعده غفران و بخشش و اجرعظیم و بزرگ داده است، نه به تمام یاران و اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم).  به عبارت دیگر، کلمه «منهم» به اصطلاح أُدباى عرب «تبعیضیه» است و شامل برخى از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) که صفات آنها در ذیل آیه آمده است، مى گردد؛نه همه اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم).

خلاصه این که، طبق این آیه شریفه برخى از اصحاب پیامبر به مزرعه اى زاینده و بالنده، تشبیه شده اند و به خاطر ایمان و عمل صالح شان، بشارت «مغفرت» و «اجر عظیم» داده شده اند.[9]

همچنین شأن نزول آیات فوق، یعنی داستان صلح حدیبه و نوآوری پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) در برخورد با مشرکان و حرکت جهل و بدون سلاح و با لباس أحرام به سمت مکه و در هم شکستن همه تصورات مشرکان، مصداق بارزی از نوآوری بوده که آثار بسیار فراوان از خود داشته و این همان «فتح المبین» مذکور در آغاز سوره فتح است.«انّ الله لا یغیّرو ما به قومٍ حتّی یغیّروا ما بانفسهم»[10] سنت پروردگار در این است که بدون پویایی و تغییر و نوآروری به دست انسان ها، سرنوشت دنیا و آخرت آنها دگرگون نخواهد شد. و این انسان ها هستند که با ایجاد تغییر در درون جان خود و در جامعه و پیرامون خود امداد و عنایات الهی را برای خود جلب می نمایند.
          «واذا قیل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفینا علیه آباءنا اولو کان آباؤهم لا یعقلون شیئا و لا یهتدون».[11] و چون به آنان گفته شود از آنچه که خدا نازل کرده است پیروی کنید می گویند نه، بلکه از چیزی که پدران خود را بر آن یافته ایم، پیروی می کنیم. آیا هر چند پدران شان چیزی را درک نمی کرده و به راه ثواب نمی رفته اند باز هم در خور پیروی هستند؟

 نو أندیشی و نوآوری در اندیشه برای اصلاح گذشته، از نظر قرآن یک اصل مسلّم و ضروری است. زیرا قرآن تقلید از باورهای باطل و کهنه پدران را بسیار نکوهش کرده و به خردورزی و راهیابی دعوت می کند. قرآن انسان ها را به نو أندیشی در مسیر هدایت دعوت کرده، تا هم خردهای آنان را بیدار نموده و هم راه های تازه ای را فرا روی انسان ها گشوده و آنها را به هدایت برساند. به همین دلیل دعوت به فکر، علم ، عقل ، تدبّر، حکمت ، نور و امثال آن در آیات زیادی مورد تأکید قرار گرفته است و انسان های هدایت یافته را مردگانی که زنده شده اند، دانسته و برای آنان نور هدایت گر قرار داده است.

« یَهْدی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ یَهْدیهِمْ إِلى  صِراطٍ مُسْتَقیمٍ»[12] خداوند به برکت آن، کسانى را که از خشنودى او پیروى کنند، به راه هاى سلامت، هدایت مى کند و به فرمان خود، از تاریکیها به سوى روشنایى مى برد؛ و آنها را به سوى راه راست، رهبرى مى نماید.

 «اومن کان میّتاً فا حیینا ه و جعلنا له نوراً یمشی به فی الناس»[13] ؛ آیا کسى که مرده بود، سپس او را زنده کردیم، و نورى برایش قرار دادیم که با آن در میان مردم راه برود، همانند کسى است که در ظلمت ها باشد و از آن خارج نگردد؟این گونه براى کافران، اعمال(زشتى) که انجام مى دادند، تزیین شده(و زیبا جلوه کرده) است.

 ماندن در ظلمات و جهل و نداشتن نو أندیشی و پویایی در عرصه فکر و اندیشه، باعث محرومیت از هدایت و نکوهش پروردگار است.

«واذا قیل لهم تعالوا الی ما انزل الله والی الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا علیه آباءنا اولو کان آبائهم لا یعلمون شیئاَ ولا یهتدون»[14]وچون به آنان گفته شود به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبرش بیایید، می گویند؛ آنچه پدران خود را بر آن یافته ایم ما را بس است. آیا هر چند پدرانشان چیزی نمی دانستند و هدایت نیافته بودند؟.

بنا بر این نوأندیشی و پویایی فکری، جوهره تفکر دینی است. و ایستایی تأثیر نپذیرفتن از شرایط حق ، کفر است .

«انّ الّذین کفروا سواءٌ علیهم أانذرتهم ام لم تنذرهم لا یؤمنون»[15]؛در حقیقت کسانی را که کفر ورزیده اند چه بیم شان بدهی و چه بیم شان ندهی، برایشان یک سان است و ایمان نخواهند آورد.
          اگر کسی هشدار پیامبران را که رساترین و مؤثرترین هشدارهاست، نشنود به دلیل این است که حس بویایی درآنها مرده است و همچون سنگ سخت و صلب شده اند و دیگر هیچ امیدی به خیر و تکامل آنها نیست؟.

قرآن برای دانش، پژوهش، تولید علم و فهم عمیق و استنباط ، ارزش فوق العاده قائل است. و مؤمنین را مکلّف نموده است تا پیوسته نیاز علمی و فکری خود را با تفقه در دین تحصیل نمایند.لذا می فرماید:

«وما کان المؤمنون لینفروا کافة  فلولا نفر من کل فرقة  منهم  طائفة  لیتفقّهوافی الدّین»[16]شایسته نیست مؤمنان همگی کوچ کنند پس چرا از هر فرقه ایی از آنان، دسته ایی کوچ نمی کنند تا دسته ایی بمانند و در دین آگاهی پیدا کنند؟.
          دعوت به فهم عمیق و ژرف از دین در اسلام مورد تأکید است وآنان که نمی دانند باید از آنان که می دانند، بپرسند و سؤال کردن، خود یک ارزش است «فا سئلوا اهل الذّکر ان کنتم لا تعلمون».[17]  ازین روخداونددر سوره نساء آیه 83 در صورت عدم توان بر حل مسئله دستور داده که مسائل خود را به نزد کسانی ببرید که از توانایی استنباط (پویایی و توانایی فکری و علمی ) برخوردارند.
          درحقیقت، دعوت به فکر، نقد، اندیشه و خردورزی در قرآن ،دعوت به نوآوری و پویایی فکری و شکوفایی ذهنی و علمی و کشف و فهم و ادراک مجهولات و معلوم نمودن نادانسته هاست .

در قرآن مصادیق متعددی از نوآوری را برای شناساندن و آموزش دادن آن به مسلمانان ذکر نموده است. در سوره مائده آیه32 نحوه دفن جسد هابیل را به واسطه یک کلاغ به قابیل آموزش داده و می فرماید: «فبعث الله غرابا ً یبحث فی الارض لیریه کیف یواری سوءة اخیه قال یا ویلتی اعجزت ان اکون مثل هذا الغراب فاواری سوءة اخی»؛سپس خداوند زاغى را فرستاد که در زمین، جستجو(و کندوکاو) مى کرد تا به او نشان دهد، چگونه جسد برادر خود را دفن کند. او گفت: «واى بر من! آیا من نتوانستم مثل این زاغ باشم و جسد برادرم را دفن کنم؟!» و سرانجام(از ترس رسوایى، و بر اثر فشار وجدان، از کار خود) پشیمان شد.

          در سوره انبیاء آیه(57 و58)  نوآوری و ابتکار ابرا هیم پیامبررادر بیدار کردن فطرت بت پرستان بیان کرده و کَید و نقشه او را مبنی بر اینکه بت ها را شکسته و تبر را  به دوش بت بزرگ قرارداد، به عنوان ابتکار بسیار موثر او بیان می کند«وتالله لاکیدن اصنامکم بعد ان تولوا مدبرین * فجعلهم جذاذاً الّا کبیراً لّهم لعلّهم الیه یرجعون»؛ و به خدا سوگند، در غیاب شما، نقشه اى براى نابودى بتهایتان مى کشم. سرانجام ابراهیم قهرمان  (با استفاده از یک فرصت مناسب)، همه آنها جز بت بزرگ شان را قطعه قطعه کرد؛ شاید سراغ او بیایند(و او حقایق را بازگو کند).

در سوره کهف آیه 92 نوآوری ذوالقرنین در ساخت سدّ به عنوان مانع یأجوج ومأجوج را بیان کرده و از آن به عنوان رحمت پروردگار یاد نموده است (قال هذا رحمة من ربّی).

یکی دیگر از نمونه های بارز نوآوری و خلاقیت و ابتکار کشتی حضرت نوح (علیه السلام) است. چنان که قرآن می فرماید:«وَ هِیَ تَجْری بِهِمْ فی  مَوْجٍ کَالْجِبالِ وَ نادى  نُوحٌ ابْنَهُ وَ کانَ فی  مَعْزِلٍ یا بُنَیَّ ارْکَبْ مَعَنا وَ لا تَکُنْ مَعَ الْکافِرین»[18]  و آن کشتى، آنها را از میان أمواجى همچون کوه ها حرکت می داد؛ (در این هنگام،) نوح فرزندش را که در گوشه اى بود صدا زد: «پسرم! همراه ما سوار شو، و با کافران مباش!».

          در پرتو همین آموزه های قرآنی بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و ائمه  (علیه السلام) و مسلمانان در موارد متعدد با ابتکار عمل و خلاقیت خود به نوآوری های بزرگی، اقدام نموده و تمدن بزرگ اسلامی را شکل دادند.از جمله؛ حفر خندق در جنگ احزاب، تشکیل شورای مشورتی در جنگ أحد و بسیاری از أحکام و حِکَم، که توسط معصومین بیان شده همگی،نوآوری های اثربخش و کارآمدی بود که باعث رونق و گسترش دین مقدس اسلام گردید.

در واقع هدف اصلی از بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) در فضای سنگین جاهلیت و همه معارفی را که این پیامبر امّی و درس نخوانده برای بشر آورده، نوآوری درجهت شکوفایی استعدادها و توسعه مادی و معنوی زندگی انسان ها بوده است.

همچنان انقلاب اسلامی مردم ایران نیز برگرفته از همین الگو و نوآوری در یک نظام مردم سالار دینی و در نظم موجود حاکم برجهان امروز، هم در کلیات و هم  در جزئیات خود ، هم در راهبردها و هم در تاکتیک ها و در همه شئون فرهنگی، اجتماعی،اقتصادی و سیاسی خود بوده است. که امروزه آثار این نوآوری ها را در عرصه های گوناگون پیداست. و نیز توفیقات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در برابر توطئه های سنگین دشمنان، در پرتو خود باوری و نوآوری های برگرفته از آموزه های دینی و قرآنی بوده است.
          روشن است که نوآوری درآموزه های اسلامی هم برای فرد و هم برای جامعه معنادار بوده و در جهت مثبت و برای بهبود وضعیت موجود بوده و هرگز به معنی نادیده گرفتن اصول و مبانی و ترک سنت ها و خروج از چارچوب شریعت و أحکام إلهی نیست. بلکه همان توسعه خردورزی و پویایی فکری و اجتماعی و کسب علم و بینش نو و میدان دادن به روح جستجوگری و کشف و راسخ شدن در علم و فقه عمیق می باشد.

 

روایات

از این که نوآوری و شکوفایی از تفکر و تعقل، تجربه، اندیشیدن، تحقیق کردن بهوجود می آید، مشابه آنچه که در آیات قرآن مشاهده شد، در روایات به صورت گسترده تر و مفصل تردر مورد اندیشیدن، تعقل کردن وتفکرنمودن،که نتیجه اش نوآوری، خلاقیت و شکوفایی و به منصه ظهور نشاندن جوهره اندیشیدن است، تأکیدشده است. و به عوامل مؤثر برآن، شاخص ها، الزامات و بایدها و نبایدهای آن، صریحاً یا تلویحاً مطالب فراوانی آمده است. در این بخش از مقاله، تنها به ذکر نمونه هایی از روایاتی که متناسب با این مقاله است، اشاره می شود. ولی بحث جامع این موضوع در روایات، زمان و محل دیگری را می طلبد.

 علی (علیه السلام) «العقل غریزةٌ تزید بالعلم و التجارب»[19]عقل غریزه ای است که با علم و تجربه رشد می کند.

 پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) «انما یدرک الخیر کلّه بالعقل»[20]همه خوبی ها را با عقل می توان به دست آورد.

  پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) «الانسان بعقله» [21]انسان با عقلش، انسان است .

 علی (علیه السلام) «الفکر مرآة صافیة»[22]فکر آینه ای بدون زنگار است .

 علی (علیه السلام) «من اسهر عین فکرته بلغ کنه همته»[23]کسی که چشم اندیشه اش را بیدار بدارد به نهایت وآخر مطلوبش خواهد رسید.

 علی (علیه السلام) «یا کمیل ما من حرکة الا و انت محتاج فیها الی  معرفة»[24] ای کمیل! هیچ حرکتی نیست، مگر آنکه تو درآن محتاج شناخت هستی.

 علی (علیه السلام) «کثرة النظر فی العلم یفتح العقل»[25]؛نظر فراوان در علم، عقل را بارور می کند.

 علی (علیه السلام) «کثرة النظر فی الحکمة تلقح العقل»[26]؛نظر فراوان در حکمت، عقل را بارور می کند.

امام صادق (علیه السلام) «من اکثر الفکر فیما تعلم اتقن علمه و فهم ما لم یکن یفهم»[27] کسی که در آموخته های خویش بیشتر اندیشه کند علم خود را استوارتر کرده و نکته هایی را در می یابد که دست نایافتنی است.

 علی (علیه السلام) : «انما البصیر من سمع فتفکّر و نظر فابصر و انتفع باالعبر ثم سلک جدداً واضحاً یتجنّب فیه الصرعة فی المهاوی»[28]؛ اهل بینش کسی است که بشنود و بیاندیشد و ببیند و با بینش در آن درنگ و از رخدادها پند گیرد و بهره مند شود و خود را از پرتگاه ها نگاه دارد.

 پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) «تذاکروا و تلاقوا و تحدثوا فإن الحدیث جلاءها  للقلوب انّ القلوب لتریّن کما یرین السیف جلاءها الحدیث»[29] به یاد هم آورید باهم مباحثه کنید و در مسائل گوناگون سخن بگویید، زیرا سخن گفتن دل ها را صیقل می دهد. به راستی که دل ها زنگار می گیرد چنان که شمشیر زنگار می گیرد و جلای دل ها، سخن گفتنِ خوب است .

  پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) «من استوی یوماه فهو مغبون ومن کان غده شراً من یومه فهو ملعون ومن لم یتفقد النقصان فی عمله کان النقصان فی عقله ومن کان النقصان فی عمله وعقله فالموت خیرٌ له من حیاته»[30] اگر دو روز کسی برابر باشد، مقبول است. اگر فردای کسی بدتر از امروزش باشد، ملعون است. اگر کسی در پی تدارک کاستی در عمل خود نباشد، کاستی در عقلش خواهدبود. و اگر کسی در عمل و عقل کاستی داشته باشد، عدمش از وجودش بهتر است.

  علی (علیه السلام) «ادّل  شیئ علی غزارة العقل حسن التدبیر»[31]محکم ترین دلیل بر کمال عقل،تدبیر نیکو (سنجیده وحساب شده )است.

 

  ابعاد نوآوری و شکوفایی

           نوآوری می تواند در ابعاد مختلف بروز و ظهور داشته باشد. هرچند در زمینه های علمی و فن -آوری به شکل مرسوم، تحت عناوین اختراعات و اکتشافات صورت می گیرد. این روند در حوزه اندیشه و فلسفه باسرعت کندتری تبلور داشته است. در بُعد اجتماعی نیز نوآوری از دیرباز مورد توجه جامعه شناسان قرار داشته و دارد. نوآوری در خصوص مسائل فرهنگی نیز به ویژه در جوامع ارزشی و دینی همواره به عنوان یک ضرورت، مطرح می شود. لذا به نظر می رسد، ضمن آنکه همه خواص و عوام باید جهت فراگیرکردن فضای نوآوری در جامعه بکوشند، اما باید این نوآوری ها اگر تبلور عینی در عرصه جامعه داشته باشد،باید ایده وتفکر نوآوری و شکوفایی ازمسجد آغاز و نخست به شیوه آموزش وتعلیم وتربیت در مسجد بروز و ظهور کند.


ضرورت های طرح نوآوری

برای هر برنامه ای اگر به صورت درست بخواهد اجرا شود و درنتیجه بازدهی موردنظر به دست آید،طرح وبرنامه ای لازم است که الگوها و اهداف و شاخصه های فعالیت های امور مربوطه را تبیین و تشریح نماید، تا درطول پیمودن مسیر به سردرگمی و انحراف ازمسیراصلی به وجود نیاید. والاّ خلاف مطلوب به دست خواهدآمد.مسأله نوآوری و شکوفایی در ابعاد گوناگون در رشته های مختلف نیازمند کارشناس و متخصص رشته مربوطه است، که تا با داشتن تصویردرست از نوآوری وشکوفایی به مدوّن نمودن شاخصه های آن به برنامه ریزی وطراحی بپردازد. به طور مثال برای نوآوری وشکوفایی برنامه آموزشی و تعلیم وتربیت،نخست باید شاخصه های نوآوری دراین راستا توسط کارشناسان، شناسایی و یک الگوی درست ازآن ترسیم گردد.تا توسط مربیان و معلمان مربوطه دنبال شود.

بنابراین در رابطه  با نوآوری و شکوفایی در تعلیم وتربیت در مسجد که بیشتر به فعالیت های قرآنی و علوم دینی پرداخته می شود، ما نیازمند طرح وبرنامه ای که بیانگر شاخصه های نوآوری وشکوفایی باشد، هستیم. اما قبل از طرح وبرنامه ریزی در راستای تعلیم وتربیت در مسجد ضروری است که شاخصه های نوآوری مطلوب و مورد نظر مقام معظم رهبری شناسایی شود،تا به نتیجه موثر و مفید منجر شود.

شاخصه ها نوآوری

نوآوری مطلوب و مدّ نظر رهبر معظم انقلاب از مختصاتی برخوردار است که به نتایج مفید ومؤثری منتهی شده و مانع برداشت های غلط می شود. پاره ای از شاخصه های نوآوری مطلوب عبارت است از: 1- نوآوری در عرصه فکری و فلسفی الزاماً باید درطول دین مبین اسلام باشد و درست درمقابل بدعت ها ، تحریف ها ، خرافه ها و تحجّرگرایی، قد علم کند.

2- نوآوری مطلوب، نه تنها هنجارشکن و ساختارشکن نبوده، بلکه به عنوان یک هنجار مطرح می شود تا اسلام  و انقلاب را زنده و پویا نگه دارد.

3- نوآوری مطلوب در چارچوب اصول، سنت ها و ارزش ها صورت می گیرد.

4- نوآوری در روش و شیوه های اجرایی براساس تجارب صورت می گیرد تا راه میان بر، برای رسیدن به مقصود باشد، نه بی راهه.

5- نوآوری مؤثر باید در راستا و مکمل نوآوری های گذشته باشد، نه نوآور ستیز و مانع. چنانچه اصل انقلاب و جمهوری اسلامی یک نوآوری به حساب می آید و سایر نوآوری ها باید مکمل آن باشند.

مخاطبان اصلی نوآوری و شکوفایی

بااین وجود به نظر می رسد سه طیف، مخاطب اصلی و مجری راهبرد نوآوری باشند:

 1- مربیان، معلمان و متولیان مساجد.

2- مسؤولان و مدیران عالی جامعه .

 3- نخبگان و خواص.

هر یک از گروه های اجتماعی فوق نیز در سه حوزه (حداقل) می توانند نوآوری داشته باشند:
1- حوزه فردی

2- حوزه مدیریتی و تحت ا مر

3- حوزه اجتماعی و ملی

بنابراین مسجد به عنوان کانون تعلیم وتربیت در هر یک از حوزه های مورد اشاره می تواند به صورت ذیل  نوآوری داشته باشد:

 الف)درحوزه فردی

 از اینکه مسجد در فرهنگ اسلام به عنوان یک نهاد مقدس و کانون تربیتی، بیشترین نقش خودسازی و جامعه سازی مورد نظر اسلام را عهده داراست، در این حوزه می تواند درموارد ذیل نوآوری داشته باشد:

1- نوآوری در برقراری ارتباط با خالق و تقرب جستن به خدای تعالی.

2- نوآوری در شیوه های تعامل افرادجامعه بگونه ای مفید و وحدت آفرین و محکم کننده پایه های اتحاد ملی و انسجام اسلامی باشد.

3- نوآوری در چگونگی تهذیب نفس وخودسازی .

ب) درحوزه مدیریتی

 مربیان و متولیان مساجد در حوزه مدیریتی تحت امر خود در راستای تعلیم وتربیت در مسجد درامور سه گانه ذیل می توانند نوآوری داشته باشند: 

 1- نوآوری در برنامه ریزی.

2- نوآوری در ساختار و تشکیلات هیئت ها و دسته جات که احیاکننده و حافظ دست آوردهای میراث فرهنگی اسلام است .

3- نوآوری در شیوه ها و روش های اجرایی شدن برنامه ها و طرح ها، به گونه ای که سدی برای بهانه جویی دشمن و متهم ساختن اسلام به خرافات، باشد. 

ج) حوزه اجتماعی و ملی

 گرچه نوآوری در این حوزه در سطح کلان به متصدیان و نخبگان عالی رتبه کشور مربوط می شد. اما هر کس باید در حوزه کاری خود به این امر توجه داشته باشد.اما در این راستا مسجد به عنوان یک رسانه سنتی و اطلاع رسانی چهره به چهره در آگاهی دادن و به صحنه کشاندن مردم، نقش خودش را داراست. لذا خُطَبا و سخنوران در مسجد، می توانند راه کارهای نوآوری را در موارد ذیل ارائه دهند.

 1- نوآوری در حیطه زندگی و کاری

2- نوآوری در سطح محلی و منطقه ای

3- نوآوری در سطوح شهری و کشوری

 

نوآوری و شکوفایی تعلیم وتربیت در مسجد

          یکی از مکان های مؤثر و مفید نوآوری و شکوفایی در حوزه اجتماعی در سطح محلی و منطقه ای و یا در سطح شهری مسجد است. چرا که مسجد درطول تاریخ از صدر اسلام تاکنون کانون آموزش های علوم دینی و به ویژه علوم قرآنی بوده است .منتهی این آموزش ها به صورت سنتی و قدیمی تاکنون جریان داشته و آن گونه که باید مورد توجه و برنامه ریزی که جذابیت و کارآیی خوبی برای اقشار مختلف جامعه به ویژه جوانان داشته باشد، ندارد.

          زیرا اغلب اوقات اصول، اهداف، رویکردها و کلیات آموزش ها و فعالیت های قرآنی و آموزشی مفروض گرفته می شوند. درنتیجه نوآوری ها صرفاً معطوف عوامل و اجزای فرعی و ظاهرسازی مسجد می شود. به عنوان مثال، رنگ آمیزی و نقاشی و تنوع در زینت مساجد بیشتر مورد توجه قرارمی گیرد.گر چه این امر نیکو و خیلی هم بجاست. اما هیچگاه به درجه اهمیت توجه در امر آموزشی وتعلیم وتربیت در مسجد، نمی رسد.

          نوآوری درتعلیم وتربیت در مسجد نیازمند است که، 1- از جدیدترین ابزارهای آموزشی استفاده شود. 2- متون درسی و مواد آموزشی که در مسجد قرار است تعلیم داده شود، کارشناسی و مطابق با نیازهای دانش آموزان مسجدی تدوین گردد. 3- سبک وشیوه آموزش باید بروز باشد. از شیوه های قدیمی که تاکنون بازدهی موفقی نداشته، پرهیز شود.

هدف اصلی تعلیم وتربیت در مسجد

بررسی اهداف تعلیم وتربیت نشان می دهد که مهمترین نیازهای هر جامعه، تعلیم و تربیت افرادی است که با اتکا به نیروی اراده و تعقل خویش منطقی بیاندیشند و جای وابستگی واستفاده از دست آوردهای دیگران درزمینه اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و... خودمولّددانش، فن آوری برای زندگی در عصر طلایی باشند.

          موفقیت ها و پیشرفت های انسان در گرو اندیشه های بارور، پویا و مؤثر است .که ازتعلیم وتربیت درست وصحیح به منصه ظهور می نشیند. درطول تاریخ، کانون تربیت چنین افرادی در اسلام، مکانی به نام مسجد بوده و هست.

          باتوجه به فراگیربودن دین مقدس اسلام ودخیل بودن آن در أبعاد گوناگون زندگی انسان مسأله تعلیم و تربیت در مسجد نیز أبعاد و جنبه های فراوانی می تواند داشته باشد. هدف اصلی تعلیم و تربیت در مسجد،تعلیم و تربیت در همه زمینه ها، اعم از سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و... راشامل می شود. چنان که در صدر اسلام مسجد نقش و کارکردهای فراوانی در ابعاد و زمینه های مختلفی داشته،اما ّامروزه به خاطر به وجود آمدن کانون هاو مراکز جدید، بسیاری از کارکردهای مسجد در مراکز دیگر انجام می شود، به مسجد به عنوان محل و مکان عبادت و جایگاه تقرب جستن به خدای تعالی نگریسته می شود.

          در حالی که مسجد در فرهنگ اسلام در متحول ساختن بنیادی در زندگی افراد، نقش سرنوشت سازی را دارا می باشد. لذا می تواند در تحول عقیدتی، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و رفتاری افراد جامعه مؤثر باشد.

          طبق آموزه های اسلام، «ایمان» مهمترین تحول عقیدتی و مایه نوسازی اندیشه ها و جهان بینی و اهداف و آرمان های انسانی است. «تقوا» مهمترین تحول اخلاقی و عامل قدرت اراده انسان در برابر امواج سهمگین سقوط اخلاق وآمادگی لازم برای نو شدن و شکوفا شدن فضایل اخلاقی است. ولایت الهی مهمترین تحول سیاسی و پذیرش نظام مدیریت الهی برانسان وجهان است. «هجرت»گسستن از نظام کفروشرک و پیوستن به امت واحده اسلامی، مهمترین تحول اجتماعی و شکوفایی جامعه توحیدی است. «توبه»و«اسغفار» مهمترین تحول بنیادی در رفتار انسان و باعث قرارگرفتن مجدد در مدار تکامل و سوارشدن در قطار فضیلت و اخلاق و عدالت است، که همه این امور درآموزش و تعلیم و تربیت در مسجد لحاظ شده است .

          گرچه با ایجاد کانون های فرهنگی این مقوله هم کم رنگ شده است، لکن حداقل آموزش های قرآنی در مساجد کماکان وجود دارد.بنابراین نوآوری در شیوه آموزش های قرآنی از اولویت ویژه ای برخوردار است. چراکه مسجد در اسلام، از ابتدا تاکنون محل آموزش برترین کتاب الهی یعنی قرآن بوده و هست. از این رو باید برای شکوفاشدن هرچه بیشتر تعلیم قرآن آموزی مساجد و ترویج فرهنگ قرآن خوانی و گسترش آن درسطح کلی جامعه چاره اندیشی نمود.

          البة ذکر این نکته را نباید فراموش کرد که مراد از قرآن خوانی تنها روخوانی صرف بدون هیچ گونه بهره بردن ازمعنا و مفهوم و فهم عمیق این کتاب مقدس نیست، بلکه هدف نهایی، فهمیدن قرآن است. از آنجایی فهم قرآن بدون انس باقرآن و خواندن قرآن میسور نیست، که ابتدابایدقرآن خوانی را رواج داد، تا مقدمه باشد برای برداشتن گام های مهمتر و عمیق تر.

  اموری که دراین راستا شایسته است مورد توجه قرار گیرد عبارت اند از:

1- توجه به فرهنگ آموزش قرآن

          امروزه در دنیا و مخصوصا در کشورهای پیشرو، به مقوله آموزش به عنوان یک رویداد فرهنگی نگاه می شود.توجه به فرهنگ آموزش قرآن در کشورهای مشرق زمین یک نیاز اساسی است. زیرا که این کشورها از جمله ایران، بسیاری از رفتار و حتی افکار خود را از فرهنگ، ادبیات، عرفان و ادیان خود به دست می آورند. عدم توجه به فرهنگ سازی در امر آموزش و یادگیری، باعث می شود که تعلیم و تربیت از عمق لازم برخوردار نباشد. درحالی که اساس موفقیت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله وسلم) و بزرگان دینی، توجه ویژه به فرهنگ سازی است. وهمچنین تأکید آیات روح بخش قرآن توجه دادن به عامل فرهنگ سازی است.

2. قرآن خوانی مقدم بر قرآن دانی

 به این مثال توجه کنید؛ شما کودک خود را برای یادگیری نماز به مسجد یا کانون فرهنگی می فرستید. او در مدت کوتاهی با صحیح خوانی، فصیح خوانی، تلفظ حروف خاص عربی، ترجمه عبارات نماز، آداب و شرایط واحکام عملی نماز آشنا می شود، اما این کودک در این آموزش ها به این مسئله نمی رسد که باید در طول زندگی خود نماز بخواند.

 هر ساله اعتبارات زیادی صرف آموزش قرآن به افراد بزرگسال، معلمان و... می شود. این آموزش ها نه تنها در آموزش وپرورش، بلکه توسط سایر نهادها مانند؛ سازمان تبلیغات اسلامی (نهضت قرآن آموزی) آموزش عالی و... هزینه می شود، اما با کمی دقت و توجه متوجه می شویم که این نوع آموزش ها از اساس زائد و موجب حیف و میل اعتبارات دولتی می شود، زیرا شما نمی توانید یک دانش آموز کلاس سوم راهنمایی را پیدا کنید که با قواعد و آنچه در این کلاس ها گفته می شود، آشنایی نداشته باشد. چه رسد به معلمین و کارمندان دولت و دانشجویان. آموزش روخوانی قرآن، هدف کلاس اول تا سوم ابتدایی است. درحالی که آموزش عالی برای دانشجویان دوره های کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد، یک واحد پیش نیاز آموزش روخوانی برگزار می کند. و یا آموزش وپرورش همه ساله دوره های متعددی را برای فرهنگیان برگزار می کند، اما کماکان مشکل به قوت خود باقی است. علت اصلی این است که؛ مشکل در نداشتن قواعد قرآنی نیست، بلکه مشکل در این است که افراد، اصولاً قرآن نمی خوانند و این که آنها در طول زندگی به صورت روزانه قرآن بخوانند، به صورت فرهنگ و رفتار درنیامده است. همه ما نماز می خوانیم زیرا که از همان دوره طفولیت چشم خود را باز کردیم و پدر و مادرمان را مشغول نماز دیدیم، در نتیجه نمازخوان شدیم. و یا پدر و مادر خود را مشغول خوردن سحری دیدیم در حالی که رادیو دعای سحر را زمزمه می کرد، پس همه ما روزه گیر شدی.اما کودکان ما چند بار، ما را مشغول خواندن قرآن دیده اند؟ آنچه باید مورد توجه متولیان اعم از برنامه ریزان و مجریان قرار گیرد، همین مطلب است..اجرای طرح تلاوت نور در مساجد، یکی از طرح های موفق است که باید مورد توجه و تعمیم قرار گیرد.

3- از مسجدشروع کنیم

       اگر نمازگذاران مسجد در سراسر کشور روزی یک صفحه قرآن بخوانند و در فهم آیات ساده و پرکاربرد آن کوشش و تدبر نمایند و این کار همه روزه توسط امام جماعت مسجد نهادینه شود، و از قاریان برجسته در مساجد دعوت به عمل آید که قرآن را با صدای دلنشین زمزمه کنند وبقیه نمازگذاران او را همراهی کنند،بطورقطع آثار و برکات قرآن شامل حال حاضرین خواهدشد.

       قرآن را نه برای ختم کردن و به اتمام رساندن و نه برای نکته برداری و استفاده از آن در سخنرانی ها، بلکه برای دل خود بخوانیم و مانند کسی که برای یافتن داروی درد خود به داروخانه می رود، دنبال دوای دردهایمان در قرآن باشیم. زیرا که هدایت ثمره قرآن است. تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ رَبِیعُ الْقُلُوبِ وَ اسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفَاءُ الصُّدُورِ»[32]؛قران رابیاموزید،زیراقرآن بهار دلهاست .ازنورقرآن شفاجویید؛زیراکه شفاءسینه هااست.

4. به آموزش قرآن، باید با نگاه جامع نگریسته شود

       آموزش روخوانی و روان خوانی صرف و یا کلاس حفظ قرآن یا آموزش قرائت هر یک به تنهایی، نمی تواند پاسخگوی نیازهای مختلف دانش آموزان و فراگیران باشد. شاید یکی از رموز جاودانگی و جذابیت مجالس عزاداری حضرت سیدالشهدا یا مراسم شب های احیاء، همین تنوع برنامه ها و فعالیت ها باشد که در آموزش قرآن وتعلیم وتربیت درمسجدنیز بایدموردتوجه قرارگیرد، اما فراموش نمی شود که اهداف براساس اهمیت باید مورد توجه قرارگیرد و هدف اصلی به وسیله اهداف فرعی تقویت شود

5. فعالیت های فوق برنامه باید مکمل برنامه درسی قرآن باشد

دانش آموزان درحالی در مسابقات قرآنی و معارف اسلامی شرکت می کنند، که محتوای پیش بینی شده مسابقه را در مدرسه آموزش نمی بینند. در مقابل محتوای کتاب های درسی قرآن و دینی و سایر کتب که با دقت های فراوان از سوی پژوهشگران دفتر برنامه ریزی و تالیف کتب درسی طراحی و متناسب با نیازها و علائق دانش آموزان در کتب درسی قرار می گیرند، کمتر مورد مسابقه هستند. به عنوان مثال؛ مسابقات قرائت و حفظ قرآن، که یک فعالیت قرآنی از نوع تخصصی است، هیچگاه جزء اهداف کلان آموزش وپرورش نبوده و نیست. در مقابل کسب مهارت روخوانی و روان خوانی قرآن ،به عنوان اهداف اصلی آموزش قرآن در دوره ابتدایی است. چه خوب است؛ مربیان قرآن آموزی مساجد به جای برگزاری مسابقه قرائت و حفظ، مسابقه روخوانی قرآن کامل (برای کلاس های اول تا سوم) و روان خوانی (برای کلاس های چهارم و پنجم) برگزار کنند. و یا در دوره راهنمایی به مسابقه روان خوانی (ترتیل آموزشی) و درک و فهم آیات و عبارات قرآنی آن هم به صورت توأمان اهمیت داده شود

6- مهارت آموزی به جای قاعده آموزش

  همان طور که در بند سوم گفته شد، علت مهجوریت قرآن در جامعه این نیستy که افراد با قواعد روخوانی و روان خوانی آشنا نیستند، بلکه اشکال در این است که اصولا افراد با قرآن مأنوس نیستند و باید برای این مسأله فکری کرد. یکی از راه کارهای مهم در این زمینه، توجه به مهارت آموزی، به جای قاعده آموزی است. در جلسات موفق و معتبر قرآن روش حاکم مهارت آموزی است. استاد در صدر جلسه می نشیند و افرادی که به حلقه انس با قرآن نشسته اند هر یک چند آیه می خوانند و استاد اشکالات آنان را به صورت موردی و تلگرافی برطرف می کند، تذکر می دهد. اما در مدارس و کلاس های قرآن این قواعد قرآن هستند که محور آموزش هستند. معلم ارتباط یک سویه داشته و معمولا متکلم وحده است. و آنچه که بیش از همه مورد غفلت قرار می گیرد این است؛ که قرآن کمتر خوانده می شود.

7. اجرای کامل برنامه درسی قرآن

       مهمترین عامل عدم موفقیت برنامه ها و طرح ها از جمله برنامه درسی قرآن در آموزش وپرورش و به ویژه در دوره ابتدایی، عدم اجرای کامل برنامه های پیش بینی شده است. در برنامه درسی قرآن چهار عامل مهم زیر باید در عرض هم، اجرا شوند تا اهداف محقق شود.

1- معلمان و مربیان قرآن آموزی مساجد، باید با ابعاد و اجزاء برنامه درسی قرآن آشنا شوند و مهارت لازم را در آموزش قرآن به دست آورند.

2- وسایل آموزش از قبیل؛ لوح آموزشی، نوار آموزش قرآن معلم و دانش آموز، کتاب راهنمای تدریس معلم و ضبط صوت، بایستی فراهم شود تا آموزش با اختلال روبرو نشود.

3- به نقش خانواده در آموزش توجه شود. بیش از یک پنجم آموزش، بر عهده خانواده است. مواردی که باید خانواده ها درباره فراهم آوردن زمینه های لازم آموزش قرآن به آنها توجه کنند، درمقدمه هر یک از کتاب های درسی دانش آموزان آمده است. خوب است معلمان در آموزش خانواده به شیوه زیر عمل کنند

اولاً) به صورت کلاسی از والدین دعوت به عمل آید.  ثانیاً) نمونه ای از روش آموزش قرآن با حضور دانش آموزان برای خانواده ها اجرا شوند، تا آنها با حلاوت و همچنین ریزه کاری،های آموزش آشنا شوند. ثالثاً) موارد گفته شده در مقدمه کتاب، برای ایشان بازگو گردد. رابعاً) با خانواده،ها میثاق شفاهی بسته شود که آنها هم روزی یک صفحه قرآن بخوانند، تا این فرهنگ به کودکان منتقل شود.

 8- فرآگیرنمودن قرآن خوانی

          مربیان ومعلمان مساجد، حوزه های علمیه، سازمان صداوسیما، نهضت قرآن آموزی، سازمان تبلیغات اسلامی، مرکز توسعه و ترویج فعالیت های قرآنی و وزارت آموزش وپرورش باید به این نکته توجه کنند، که متاسفانه روند فعالیت های قرآنی به جای عمومی شدن به سوی تخصص  شدن، حرکت می کند و روزبه روز شاهد این مسأله هستیم که ارتباط عموم مردم با قرآن کم تر و کم تر می شود.
          البته این مطلب به معنای آن نیست که فعالیت ها تخصصی کنارگذاشته شود، بلکه باید توجه شود که فعالیت های تخصصی هم باید روزبه روز ساده تر و عمومی تر شود. مخصوصاً مراکزی که در این زمینه مسئولیت اصلی و مستقیم را دارند، باید در اهداف و روش ها تجدیدنظر نمایند.

پیش نیازها

            ازمهمترین پیش نیازهایی که زمینه ساز نوآوری و شکوفایی تعلیم و تربیت در مسجد می شود، می توان امور ذیل را عنوان نمود:

  1. ترویج فرهنگ کتاب خوانی دربین افراد جامعه از مساجد
  2. برگزاری کلاس های احکام ،اخلاق و قرآن به شیوه نو و جذاب
  3. برگزاری کلاس های هنری برای جوانان در مسجد
  4. برگزاری آموزش های رایانه برای استفاده از علوم اسلامی
  5. برگزاری کلاس های ،روش تحقیق ،تبلیغ ،سخنرانی و مداحی .
  6. ارائه سی دی های مذهبی برای جوانان و کودکان
  7. برگزاری نماز جماعت دانش آموزان
  8. فراخوانی و الدین دانش آموزان وکمک گرفتن در امرآموزش، از آنان.
  9. تأسیس وبازسازی کتابخانه،های مساجد، متنوع بودن کتاب موجود در مساجد مطابق با سطح فکری اقشار مختلف جامعه .
  10. ارتباط دوسویه مساجد با سایر کانون،های فرهنگی
  11. دعوت دانش آموزان مدارس وآموزشگاه ها،درمناسبت هاواعیاداسلامی به مسجد.
  12. امکان دسترسی آسان برای مردم ازامکانات فرهنگی مسجد.
  13. زیباسازی مساجد

راهکارهای عملی دراجرای طرح نوآوری وشکوفایی

         آنچه درتحقق نوآوری وشکوفایی تعلیم و تربیت در مسجد درخور توجه است؛ارائه برنامه های نو در قالب شیوه های اجرایی نوین در سطح کلان مساجدکشور، وهمچنین تلاش برای شکوفا نمودن تلاش های گذشته، نیازمند الزامات و ملزومات بسیاری است، که بدون وجود آن بسترها و مقدمات، امکان تحقق نوآوری و شکوفایی دور از ذهن خواهد بود.

         پاره ای از الزامات اولیه تحقق هرگونه نوآوری متناسب با منویات رهبر معظم انقلاب، بسترسازی اندیشه نوآوری وشکوفایی است که ائمه جمعه وجماعات مساجد می توانند بیشترین نقش را داشته باشند.ذیلاًبه نمونه های آن اشاره می شود:

 1- ایجاد فضای آرام روانی توسط ائمه جمعه وجماعات در صحنه سیاسی و اجتماعی کشور و پرهیز از تنش ها و چالش های ساختگی و حاشیه ای که جز اتلاف وقت، هیچ دردی را دوا نمی کند.
2- کشاندن آحاد مردم در صحنه نوآوری و شکوفایی به ویژه تعلیم وتربیت در مسجد. باشد که باعزم ملی و اراده جمعی در اجزاء مختلف آموزشی درمساجد در تمام سطوح، فضای نوآوری حاکم گردد. 3- هماهنگ ساختن مسئولان، مدیران و نخبگان جامعه تا اینکه نوآوری مطلوب در فضای جامعه گسترش یابد.

 4- اجرایی نمودن نگاه فراجناحی احزاب و تشکل ها به موضوع نوآوری و اجتناب از مصادره آن، به نفع گروه و جناحی خاص.

 5- شناسایی، نقصان و کاستی ها در سیستم ها و روش های تعلیم و تربیت در مسجد که تاکنون جریان داشته،تا بتواند بن بست ها و کمبودها را در معرض دید عمومی قرار داده، تا نسبت به رفع آن چاره جویی شود.

 6- تدبیر علمی و عقلی در ارائه نوآوری ها و فراخوانی مدیر و مدبّر موفق در سیستم تعلیم و تربیت در مساجد.

7- پرهیز از بلندپروازی ها جهت عملیاتی ساختن طرح ها.

 8- شناسایی تناسب نوآوری ها با ظرفیت ها و امکانات موجود مساجد مختلف کشور و متناسب بودن با سطح فکری اهالی آن منطقه و محل.

 9- تلاش شود تا نوآوری بر اساس مطالبات عمومی جامعه به دور از افزایش نیازها و غیر واقعی نمودن آنهاباشد.

10- تکریم و تجلیل از افکار و طرح های نو که به ویژه طرح هایی که از سوی جوانان ارائه می گردد. 11- مخاطب شناسی در نوآوری: یک بحث اساسی در راستای تحقق راه برد نوآوری و شکوفایی، پرسش از طیف مخاطبین است؛ چرا که احاله به دیگران و مبری داشتن خود از مصادیق این امر می تواند از اثر بخشی و برکات فراگیر و گسترده آن بکاهد. از یک نگاه همه آحاد جامعه مشمول خطابه رهبر معظم انقلاب قرار دارند و هرکس باید به اندازه توان خود در جهت رسیدن به نقطه مطلوب تلاش نماید. گرچه نخبگان جامعه به عنوان اخص و بیش از دیگران مورد خطاب قرار می گیرند.

آسیب شناسی

         نوآوری و شکوفایی به معنای واقعی و مورد نظر در سیستم تعلیم و تربیت در مسجد با موانعی ممکن است مواجه شود که عدم توجه به آن موجب عدم تحقق انحراف و یا منجر به سطحی نگری شود. از این رو لازم است تا در نگاهی آسیب شناسانه موانع پیش رو را شناسایی و نسبت به رفع آنها کوشید. از این رو به برخی از این موانع که به ذهن می رسد اشاره می گردد:

 1 – جزئی نگری به جای کلان نگری، مشغول شدن به امور فرعی و اشتغال ذهن به مسائل جزئی سبب می شود، مسائل اصلی و هدف اصلی از تعلیم و تربیت در مسجد به فراموشی سپرده شود که در این صورت، نتیجه مطلوب عائد نخواهد شد.

 2- بخشی نگری و مصادره به مطلوب: سوق دادن نوآوری ها به حوزه های خاص و مصادره آن به یک بخش معین حتی در صورت نتیجه بخش بودن آن سبب رشد ناهم گون می شود و در نتیجه اثرات معکوس در پی خواهد داشت. این راهبرد، اگر چه باید از سوی همه مسئولان و نخبگان دنبال شود اما در تعلیم و تربیت در مسجد که هویت یک فرد مسلمان از همین جا شکل می گیرد نباید به رشد کاریکاتوری و یک جانبه جامعه منجر گردد.

.3- پرهیز از نوآوری با أغراض سیاسی و آلوده به منافع جناحی حتی اگر هم به بار ننشیند معلوم نیست که تا چه اندازه با مطالبات مردم هماهنگ باشد.

.4- افراط و تفریط: برخورد افراطی با مقوله نوآوری به معنای بر هم زدن همه ساختار و برنامه ها و شیوه های قبلی و مرسوم، و تعجیل و شتابزدگی در این راهبرد می تواند به همان اندازه مخاطره آمیز و منفی قلمداد گردد که تفریط و مقاومت در برابر هرگونه ابتکار و خلاقیت دورماندن از کاروان پیشرفت و تکامل می شود.

5. عدم شناخت مرز بین نوآوری و بدعت: اگر شناخت درستی از نوآوری به ویژه در بخش تعلیم احکام و اخلاق و الگو دادن به جوان ها وجود نداشته باشد، ممکن است نوآوری به بدعت و الگودهی ناسازگار با اصول اسلام بیانجامد.

با توجه به آنچه در مورد شاخصه ها، الزامات و آسیب های نوآوری بیان شد، این نکته روشن می شود که برای تحقق راهبرد نوآوری و شکوفایی تعلیم و تربیت در مسجد قبل از هر چیز باید رفتارهای شخصی و اخلاق کاری معلمان و مربیان و پیشگامان مسجد و مسجدی هااصلاح گردد. مسلم است که مسئولیت پذیری، نظم و قانون پذیری، اعتماد به نفس داشتن، دارا بودن روحیه کار و تلاش و هم اندیشی با نخبگان وآحاد جامعه، از جمله الزامات و مقدماتی است که ابتدا باید در روحیات و شخصیت معلمان و متولیان و مربیان مساجد بروز کند تا بتوان راهبردهای اساسی و کلانی را نظیر نوآوری و شکوفایی در این نهاد مقدس عملی نمود.

 

پی نوشت :

 

[1] - بحارالانوار، علامه مجلسی، بیروت لبنان ، موسسه الوفاء ، ج68ص382،ب92حسن الخلق

[2] - طه/2

[3] - لغت نامه : لسان العرب ،ج8،ص6- قاموس قرآن ،ج2،ص171

[4] - زمر/63

[5] - حشر/24

[6] - بقره /54

[7] - بقره /117- انعام / 101

[8] - ر.ک ، لسان العرب ، ج1، ص100

[9] -  مثال های زیبای قرآن ، مکارم شیرازی ، ، قم ، مدرسه امیرالمؤمنین  (علیه السلام)  ص218

[10] - رعد/11

[11] - بقره / 170

[12] - مائده / 16

[13] - انعام /122

[14] - مائده /104

[15] - بقره /6

[16] - توبه /122

[17] - نحل /43- انبیاء/7

[18] - هود/ 42

[19] -  غررالحکم ، آمدی ، عبدالواحد تمیمی ، قم ، دفترتبلیغات ، اول ، 1366ش ،  ، ص53

[20] - ر.ک ،  بحارالانوار،ج،74، ص160

[21] - ر.ک ، غررالحکم ،ص49،ح295

[22] - نهج البلاغه ، سیدرضی ، قم ، هجرت ،اول ،1414ق، ص538

[23] - ر.ک ، غررالحکم ،ص57

[24] - مستدرک ، محدث نوری ، قم ، موسسه آل البیت  (علیه السلام) ، اول ، 1408ق ، ج17،ص267

[25] - الدعوات ، قطب الدین راوندی ، قم ، مدرسه امام مهدی (عج) ، اول ، 1407ق، ص221

[26] - تحف العقول ، ابن شعبه حرانی ، قم ، جامعه مدرسین ، دوم ، 1404ق ، ص364- بحارالانوار، علامه مجلسی ،ج75،ص247

[27] -  ر.ک ، غررالحکم ، ص57

[28] - شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید ، ج9، ص157

[29] - الکافی ، شیخ کلینی ، تهران ،اسلامیه ، دوم ، 1362، ج1،ص41

[30] - ارشادالقلوب ، دیلمی ، شیخ حسن ، قم ، شریف رضی ، اول ، 1412ق ، ج1،ص87

[31] - ر. ک ، غررالحکم ، ص354، ح8080

[32] - تصنیف غررالحکم ودررالکلم ، آمدی ، عبداالواحد تمیمی ، قم ، دفترتبلیغات ، اول ، 1366ش ، ص112