گروه : کارکردهای مسجد
شماره : 269
تاریخ : شنبه, 04 بهمن 1399
ساعت : 13:59:06.3013928
نقش مسجد در تحولات انقلاب اسلامی

چکیده:

آنچه در این تحقیق مورد نظر ماست، بررسی نقش مساجد در تحولات انقلاب اسلامی در طول سالهای 1356ـ1342می باشد.

نگارنده در این تحقیق برای گرد آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای استفاده کرده که بر حسب مورد از ابزار هایی چون فیش، جدول استفاده شده است. و پژوهش حاضر در یک مقدمه و 5 بخش بیان شده است.

در ابتدا شمه ای از انقلاب اسلامی بیان شده است و سپس حوادثی را که مسجد در آن نقش تعیین کننده و اساسی داشته ذکر و اشاره شده است.

دغدغه ای که در این تحقیق برای نگارنده وجود داشت این بود که چرا محور همه  مسائل مسجد بود؟ که در طول تحقیق به آن پاسخ داده شده است.

نکته ای که باید توجه کرد این است در پیروزی انقلاب اسلامی عوامل چندی دخیل    بوده اند از جمله دانشگاه، حوزه ـ مدرسه، بازار که البته مسجد نقش محوری تری داشته و در واقع انقلاب بود و مسجد.

لازم به ذکر است که حتی سیّاحان خارجی در گزارشات خود نمی توانستند نقش مسجد را نادیده بگیرند و برآن تأکید داشتند[1] و به عبارت دیگر می توان یکی از عوامل اساسی و مهم پیروزی انقلاب را مسجد دانست و بس.

تقدیر و تشکر

با سپاس از راهنمایی های ارزنده جناب آقای دکتر فرهنگیان که با تأملات ارزنده شان برعمق و غنای آن افزودند و نیز با تشکر و سپاس فراوان از حجة الاسلام گندمکار که طی این پژوهش زحمات بی شائبه ای را متحمل شده اند. هم چنین با قدردانی فراوان از پدر و مادرم که در تمام دوران تحصیل یار و پشتیبانم بودند.

  1. مقدمه

در سالهای 1339 ـ 1337 ایران با مشکلات اقتصادی جدی رو به رو شد و در بحرانی عمیق فرو رفت. به دنبال آن، انتخابات سراسر تقلب مجلس در 1339 برگزار گردید. به طوری که شاه ناگزیر به لغو انتخابات و انحلال مجلس تن در داد.

در فروردین سال 1340 دربار به نخست وزیری دکتر علی امینی رضایت داد. در آن هنگام شاه شدیداً زیر فشار آمریکا، انجام اصلاحاتی در کشور را پذیرفت. فشارهای داخلی بر شاه روز افزون بود زیرا بقایای جبهه ملّی مصدق به صحنه آمده بود. جبهه ملی هرگز با امینی به توافق نرسید با آنکه هر دو از اصلاحات ارضی پشتیبانی می کردند.[2]

این عدم توافق جبهه ملی با امینی به شاه کمک کرد تا امینی را وادار به کنار گیری کند . از آن پس شاه خود راحامی برنامه اصلاحات ارضی خواند. جبهه ملی که فرصتی را از دست داده بود، از صحنه کنار رفت. دراین مبارزه ضلع سومی هم وجود داشت وآن روحانیت به رهبری آیت الله العظمی بروجردی (قدس سرّه) بود. بروجردی با سیاست کاری نداشت و در نتیجه به طور ضمنی در دهه 1330حامی شاه به شمار می رفت.

اما گرایش سیاسی آیت الله بروجردی با پیشنهاد برنامه اصلاحات ارضی تغییر یافت و آن را مغایر با اسلام و تقدّس و مالکیت خصوصی اعلام کردند و شدیداً به مخالفت با آن برخاستند. در اوایل سال 1341که قدرت جبهه ملی و مخالفان غیر دینی شاه رو به افول رفت در میان روحانیان رهبری جدیدی به دنبال درگذشت بروجردی پدید آمد که روحانیت را به موضع رهبری مبارزات پراکنده ی مردم علیه شاه پیش می راند. اکثریت روحانیون به دلایل بسیار مختلف باشاه مخالف بودند اما برجسته ترین سخنگوی آنان در اواخر سال 1341 آیت الله العظمی خمینی(قدس سرّه) بود.

در بهار و تابستان سال1342رویارویی روحانیون با شاه به اوج رسید. تنش ها در ماه محرم و ایام عزاداری شیعیان به اوج خود رسید. آیت الله العظمی خمینی( قدس سرّه) باز هم ستمگری شاه، همکاریش با اسرائیل را محکوم می کرد. سحر گاه 15خرداد 42آیت الله العظمی خمینی ( قدس سرّه) و قمی دستگیر شدند.

توقیف آنها منجر به تظاهراتی شد که تهران، قم، تبریز، شیراز، اصفهان، مشهد و کاشان را فرا گرفت، بازار کانون اعتراض ها بود.[3]

دولت در آستانه انقلاب همه گروههای سیاسی را بر هم زده و اعضای اصلی آنها را سرکوب کرد، اما هنوز بر مساجد و وعاظ و سخنرانان این مساجد مسلط نشده بود. پس شگفت آور نبود که بازار کانون اصلی این اعتراض ها شد.[4]

در اینجا لازم است به این نکته اشاره شود که در واقع همه بازاریان برای سازماندهی و برنامه ریزی اعتراض خود در مسجد تجمع می کردند و از آنجا اعتراض خود را شروع می کردند در واقع می توان اینطور نوشت؛ همه وقایع از سال 42 تا 57 که اتفاق افتاد مردم پناهگاهی جز مسجد نداشتند و مسجد کانون اصلی این اعتراضها و وقایع بود.

«نقش مسجد دیگر نه گوشه عزلت نشینی و گریزگاهی از جامعه بود که مردم برای دوری جستن از دنیا،گرفتن وضو انجام عبادات یا گوش دادن به صوت قرآن به آن پناه می بردند. بلکه بر عکس مسجد به یک کانون مبارزه و مرکز فرماندهی بدل گردید.[5]

با فرا گیرشدن انقلاب اسلامی، مسجدها جایگاهی بسیار مؤثردر این زمینه یافتند.[6]

سخنرانی های روحانیون و دانشگاهیان در مساجد، حسینیه ها و دیگر اماکن مذهبی، مردم را بیش از پیش با ابعاد فساد، ظلم تبعیض و بی عدالتی ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور آشنا کرد.[7]

مسجد به همان اندازه که در طرد رژیم طاغوت از سوی مردم اثر داشت، پس از تبعید  امام خمینی در سال43که مبارزه فعال سیاسی تقریبا فروکش کرد و مساجد رویکردی دیگر یافتند امام خمینی(قدس سرّه) معمار انقلاب اسلامی ایران در ارتباط با این نقش می فرماید: « مسجد در اسلام و در صدر اسلام همیشه مرکز جنبش و حرکتهای اسلامی بوده و از مسجد تبلیغات اسلامی شروع می شده است و از مسجد حرکت قوای اسلامی برای سرکوبی کفار و وارد کردن آنها در زیر بیرق اسلام بوده است.»

در ضمن مساجد به مثابه پایگاه انقلاب به صورت سنگرهای مستحکم برای مبارزه انقلابیون در آمدند.[8]

1-1.طرح مسأله

جرقه انقلاب اسلامی که درسال 1342زده شد با تحمل سختی ها و مصائب سرانجام در سال 1357 به رهبری امام خمینی( قدس سرّه)  به پیروزی رسید.

عوامل مختلفی در این پیروزی نقش داشته اند که از آن جمله می توان به بازار، دانشگاه، هیئت ها، مدرسه، حوزه اشاره کرد که هر کدام در گوشه ای به روشنگری و آگاه سازی مردم می پرداختند و با پخش نوارهای سخنان امام خمینی( قدس سرّه)  در جهت تضعیف و فرو پاشی رژیم تلاش می کردند.

در این راستا نباید از نقش سازنده و عبادی و سیاسی مسجد غافل شد که به عنوان یک کانون مهم و سازنده نقش خود را ایفا کرد و توانست به عنوان مهم ترین کانون خود را جلوه دهد این انقلاب را هرچه سریعتر به سوی پیروزی پیش ببرد. و در راستای خدمت رسانی به مردم از هیچ کوششی دریغ ننموده است.

در واقع انقلاب ما از مساجد آغاز شد. و این کانون در همه جوامع چه درشهرهای بزرگ مثل تهران، تبریز، شیراز و چه در شهرهای کوچکی مثل قم، رامسر، کنگاور، بهشهر، ایلام و ... محور اصلی این انقلاب بود.

1-2. کلید واژگان

1. نقش: صورت شخص یا چیزی را کشیدن، تصویر، نگارگری، ترسیم، طرح، نوشته[9]

تعریف جامعه شناسی نقش را ذکر کنید؟

2. مساجد:  ج مسجد 1. جای سجده 2. محلی که مسلمانان در آن نماز گزارند[10]

3. تحولات: ج تحول، انقلابات، تغییرات و تبدیلات[11] تحول، دگرگون شدن، تغییر یافتن، جابه جا شدن

4. انقلاب: برگشتن از حالی به حالی، دگرگون شدن، زیر و روشدن، برگشتن، برگشتگی، تغییر، تحول، تبدل، شورش، نا آرامی،شورش عده ای برای واژگون کردن حکومت موجود و ایجاد حکومتی نو.[12]

در اصطلاح سیاسی، شورش عده ای برای واژگون کردن حکومت موجود ایجاد حکومتی نو، قیام عمومی.[13]

انقلاب یعنی یک دگرگونی عمیق و عظیم و جهت دار در یک یا چند بعداز زندگی انسان و در زندگی اجتماعی یک جامعه، و ما می بینیم که جریان 22 بهمن این خصوصیت ها را در خودش دارد از نظر نظام، به قدرت یک نظام 3000 ساله شاهنشاهی پایان داد و یک خاندان دست نشانده را برکنار کرد  و قدرت را به طور واقعی نه صوری و ادعایی، به دست مردم داد.[14]

2-گریزی به وقایع سال 42

2-1. فاجعه خونین فیضیه

در سال 42 در مدرسه فیضیه به مناسبت سالروز شهادت امام صادق(علیه السلام) و به همین مناسبت مراسم سوگواری بر پا شده بود ناگهان در وسط سخنرانی، صلوات های نابجای مزدوران رژیم شاه باعث قطع سخنرانی شده، درگیری آغاز شد و مأموران امنیتی که در خارج مدرسه بودند، وارد میدان نبرد شدند و با سلاح گرم و سرد به مردم وطلبه های بی دفاع حمله کردند وعده زیادی از آنها را کشته، کتابها و وسائل شخصی آنها را به آتش کشیدند. فاجعه مدرسه فیضیه که با حضور انبوه مردم صورت گرفته بود، بی درنگ در سراسر ایران منتشر شد.امام خمینی (قدس سرّه) پس از این مسأله با حرام کردن «تقیّه» توطئه سکوت در مقابل اعمال رژیم شاه را از دست آنها گرفت و مبارزه را وارد مرحله جدیدی کرد و اظهار حقایق را هر چندبازندان و شهادت همراه باشد، واجب کرد.[15]

در ادامه،مراسم چهلم شهدای فاجعه مدرسه فیضیه برای رژیم قابل تحمل نبود و به مراسمی که به همین مناسبت در مسجد ارگ تهران و به وسیله نماینده آیت الله حکیم برگزار شده بود، حمله کرده درگیری بین مردم و نیروهای رژیم رخ داد.[16]

2-2.راهپیمایی عاشورا 42(13خرداد 1342هـ.ش)

راهپیمایی عاشورا برای نشان دادن حضور مردم و اعلام موضع بر ضد سیاستهای هیأت حاکمه بود. مقدمات کار توسط جمعیت مؤتلفه باهمکاری تعدادی ازهیأتهای عزادار فراهم شد طبق برنامه قرار شد جمعیت مؤتلفه از طریق اعلامیه واطلاع به هیأتها، مردم را به تجمع در مسجد حاج ابوالفتح دعوت نمایند.با توجه به تجربه های گذشته، معمولا رژیم یا به طور مستقیم برای جلوگیری از برگزاری برنامه وارد می شد و یا با فرستادن عده ای از اراذل و اوباش برای درگیری و برهم زدن برنامه اقدام می کرد.[17]

راهپیمایی با شرکت مهم قشرها و افرادی از گروههای سیاسی، در میدان قیام (میدان شاه سابق) از مسجد حاج ابوالفتح در ساعت 9 صبح روز عاشورای 13خرداد 1342 به طرف میدان بهارستان و مجلس شورای ملی شروع شد. مرتباً بر انبوه جمعیت افزوده می شد به طوری که شرکت چنین جمعیتی تا آن زمان بی سابقه بود.[18]

در واقع راهپیمایی با توجه به کیفیت شروع آن و هم چنین شعار ها و صحبت هایی که طی آن انجام شد، نشانگر یک تحول در مبارزات اسلامی و مردمی بود .زیرا حضور گسترده مردم علاوه برتقویت روحیه فعالیت سیاسی ـ اجتماعی، باعث رشد و آگاهی نیز شد. هرچند اخبار راهپیمایی به طور رسمی انعکاس وسیعی در رسانه های داخلی و خارج از کشور نداشت ولی در محافل سیاسی و خبری به عنوان یک موضوع مهم مورد بحث قرار گرفت هیچ یک از حرکتها و گروه های اسلامی در گذشته موفق به راه اندازی حرکت وسیع مردمی نشده بودند و همین امر موجب شده بود که پس از مدتی، علی رغم فداکاری ها و شهادت ها، در اثر فشار و انواع طوطئه ها و مشکلات از پای درآیند.

جبهه ملی و نهضت آزادی، عصر عاشورا اجتماع خود را در مسجد هدایت تشکیل دادند.[19]

در عصر عاشورای 42 در حالی که تعدادی از مردم، امام خمینی را همراهی می کردند، وارد مدرسه فیضیه شدند امام بیانات مهمی را ایراد کردند که در تاریخ انقلاب اسلامی شهرت دارد.[20]

2-3. دستگیری امام و قیام سراسری 15خرداد42

پس از انتشار خبردستگیری امام بسیاری از مردم ناراحت و عصبانی به منزل ایشان رفته و به اتفاق فرزندشان حاج آقا مصطفی(رحمة الله) حدود ساعت6 صبح به سمت حرم مطهر حضرت معصومه ـ سلام الله علیها ـ حرکت کردند پس از مدتی صحن مطهر و خیابانهای اطراف، مملو از جمعیت شهری و روستایی شد که شعار «یا مرگ یا خمینی» را با هیجان و التهاب شدید تکرار می کردند. علما و مراجع طی اعلامیه ای که از بلند گوی صحن مطهر خوانده شده ضمن محکوم کردن این اقدام خواستار آزادی فوری امام شدند.[21]

در حقیقت 15خرداد به رهبری علما و روحانیون جامعه رخ داد که در رأس آن امام خمینی( قدس سرّه)  قرار داشت مردم عمل به فتواها و دستورهای رهبر دینی خود را یک تکلیف شرعی می دانستند و اجرای آن را برای خود واجب می شمردند. امام خمینی( قدس سرّه)  از حوزه علمیه قم به عنوان سنگر مبارزه به افشاگری پرداخت و طلبه ها و روحانیون دیگر به عنوان پیک های تبلیغاتی در سراسر کشور، در مسجدها، حسینیه ها و مجالس عزاداری به تبیین دیدگاه های ایشان می پرداختند و بدین وسیله توده های مردم را نسبت به موضع روحانیت آگاه می کردند. به نظر سید محمد خاتمی انقلاب ایران از پانزده خرداد آغاز شد، بر اساس همان خواسته های مردم در پانزده خرداد ادامه یافت و سرانجام به پیروزی رسید.[22]

جالب توجه است بدانیم که 15خرداد نقطه عطفی در مخالفت امام با خود کامگی شاه و قدرت آمریکا در ایران محسوب می شود. ایشان به هنگام اظهار نظر درباره تصمیم مجلس به اعطای مصونیت دیپلماتیک به پرسنل نظامی آمریکا چنین می گوید: فقط جرم علما اسلام و سایر مسلمین آن است که دفاع از قرآن و ناموس اسلام و استقلال مملکت می نمایند و با استعمار مخالفت دارند.[23]

2-4.تصویب لایحه کاپیتولاسیون

امام خمینی (ره) در چهارم آبان 1343 به محض اطلاع از تصویب لایحه کاپیتولاسیون[24] در مجالس ایران، سخنان کوبنده ای را در مسجد اعظم ایراد کرد و رسوایی جدید رژیم شاه را برای مردم ایران تشریح کرد معظم له طی سخنان شدید اللحن خود نفوذ گسترده آمریکا در ایران را به همه اعلام خطر کرده و گفتند که امروز تمام گرفتاریهای ما از آمریکا و اسرائیل است. به همین منظور نیروهای امنیتی شاه در شب 13آبان 1343 به منزل معظم له یورش برده، پس از دستگیری شبانه ایشان را به تهران منتقل کردند.چون باز داشت امام( قدس سرّه)  در داخل موجب اعتراض شدید قرار می گرفت ایشان را در همان روز به ترکیه تبعید کردند.[25]

رژیم شاه با تبعید رهبری قیام به عراق و سرکوب گروه های مسلحانه، تبعید و زندانی کردن گروههای زیادی از مردم، جوانان و روحانیون، تصور می کرد که باخیال راحت به دیکتاتوری خود ادامه خواهد داد، ولی عده زیادی ازشاگردان و مریدان امام( قدس سرّه)، هر کدام به شیوه ای خاص با ارتباط با رهبرخود، ادامه مبارزه جدیدی را برای سرنگونی رژیم آغاز کردند افرادی چون آیت الله طالقانی، مرحوم آیت الله ربانی شیرازی، آیت الله  مشکینی، منتظری و شهدای بزرگواری چون آیت الله بهشتی، حجة الاسلام باهنر، آیت الله مطهری، آیت الله دکتر مفتح هر کدام در گوشه ای مانند حوزه، مسجد، مدرسه، دانشگاه به روشنگری و آگاه سازی مردم می پرداختند و با پخش نوارهای سخنان افشاگرانه و بیدار کننده امام( قدس سرّه) در جهت تضعیف و فرو پاشی رژیم تلاش می کردند.[26]

3- جرقه های انقلاب در سال 1356

3-1. مقاله احمد رشیدی مطلق

مدنی در کتاب«تاریخ سیاسی ایران» می گوید:

شهادت مشکوک و ناگهانی حاج سید مصطفی خمینی( قدس سرّه) فرزند برزگ امام(قدس سرّه) در اواخر آبان سال 1356بهانه ای شد که در مراسم آن مرحوم یاد رهبر و پیشوای بزرگ خود را دوباره بر سر زبانها جاری کنند.

رژیم شاه که سالها تلاش کرده بود، نام ایشان به فراموشی بسپارد، تحمل چنین وضعی را نداشته و به همین دلیل تصمیم گرفت به ساحت مقدس امام(ره) توهین کند در همین راستا به مزدوران خود دستور داد که مقاله ای را آماده کرده و به چاپ برسانند در تاریخ هفده دی ماه 1356روزنامه اطلاعات مقاله ای را به نام مستعار «احمد رشیدی مطلق» منتشر کرد.[27]

محورهای مقاله عبارت بود از: 1ـ تعریف و تمجید از انقلاب سفید 2ـ تلاش برای نشان دادن پیوندهای تنگاتنگ استعمار سرخ و سیاه  3ـ تلاش برای ایجاد اختلاف بین روحانیون 4ـ اهانت به امام خمینی(قدس سرّه).

به دنبال تحصن روحانیون طلبه ها کلاس های درس را تعطیل و معترضان خود را به صف های به هم فشرده نماز در مسجد اعظم قم رساندند که نشان داد اساس و بنیان حرکت انقلابی مردم در صف های طولانی نماز است.[28]

لازم به ذکراست که شهادت فرزند امام (قدس سرّه) علامه مجاهد حاج آقا مصطفی خمینی در آبان ماه 56 زمینه مساعدی را بوجود آورد و سبب بیداری و پیوند نوین ملت با رهبر بزرگ انقلاب شد به مناسبت این واقعه درد ناک مجالس متعددی تا چهلم در اکثر شهرها بر پا گردید که مهم ترین آنها مسجد اعظم قم بود.[29]

3-2. قیام نوزده دی قم

مقاله روزنامه وقت اطلاعات علیه رهبر انقلاب در سراسر ایران واکنش شدیدی به دنبال داشت و موجی از اعتراضات مردم را برانگیخت اما در قم نتیجه فوری داشت.[30]

صبح روز 19 دی سال 56 بازاریان و عده ای از طلبه ها به صورت دسته جمعی به سوی مسجد اعظم حرکت کردند. جمعیت اجتماع کننده در حیاط مسجد اعظم به سردادن شعارهای اعتراض آمیز علیه رژیم پرداختند و آیت الله گلپایگانی(قدس سرّه) و مرعشی(قدس سرّه) و شریعتمداری که در شبستان مسجد اعظم مشغول تدریس بودند درس خود را نیمه تمام گذاشتند و به مردم پیوستند.[31]

بدیهی بود که وقتی این قیام در قم شهر مقدس شیعیان به وقوع پیوست و روحانیون شیعه آن را رهبری می کردند و شهدا و مجروحین آن از طلاب علوم دینی بودند. مراسم بزرگداشت آنان در مساجد شهرهای مختلف با حضور توده های عظیم مذهبی برگزار می شد.[32]

حتی در شهر بابک عده ای دانشجو علیه رژیم در مسجد در مورد واقعه 19 دی، سخنرانی کردند.

در شهر خرمشهر مردم در مسجد اصفهانی ها تجمع کردند و علیه رژیم شعار سر دادند.

در قم نماز تعطیل شد و طلاب در مسجد امام حسن(علیه السلام) تجمع کردند.

در شهرری یک واعظ در مسجد امین آباد در اعتراض به رژیم سخنرانی کرد.

در تهران یک واعظ در مسجد نوری در اعتراض به کشتار قم سخنرانی کرد و روحانیون در منزل شیخ علی اصغر مروارید(قدس سرّه) تجمع کردند.

در زنجان سه هزار نفر از مردم در مسجد ولی عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) تجمع کردند و علیه رژیم سخنرانی شد.

در شاهرود مردم در مسجد تجمع کردند و هادی غفاری(قدس سرّه) سخنرانی کرد و شعاربه نفع امام خمینی(قدس سرّه) دادند.

در نقده آقای محرر واعظ علیه رژیم در مسجد قریه عطاءالله سخنرانی کرد.

در رشت شیخ عبدالوهاب قاسمی در مسجدجامع در اعتراض به وقایع قم سخنرانی کرد.

در یزد روحانیون و مردم در مسجد مصلا برای بزرگداشت شهدای 19دی تجمع کردند.

در زاهدان اعلامیه در مسجد جامع شیعیان پخش کردند.

در گنبد شیخ محمدصادق صدیقی در مسجدقائمیه سخنرانی کرد.

در گرمسار حاج شیخ حسن روحانی در مسجد جامع در انتقاد به رژیم سخنرانی کرد.

در شیراز حاج سید علی اصغر دستغیب(قدس سرّه) در مسجد الرضا(علیه السلام) در اعتراض به وقایع قم سخنرانی کرد.

در بابل یک روحانی به نام یعقوبی در مسجد سر حمام در انتقاد از رژیم سخنرانی کرد.

در این اعتراضات آنچه به چشم می خورد واژه های امام خمینی(قدس سرّه)، مسجد، روحانیون و شهدای 19 دی قم است نقطه عطفی در نهضت مردم ایران است که در ماه های بعد به صورت تصاعدی رشد می کند.[33]

3-3. پیامدهای واقعه نوزده دی قم

یکی از پیامدهای این قیام، آشکارتر شدن نقش نیروهای مذهبی در حرکت مردم ایران بود.[34]

به قول پارسونز، سفیرانگلیس«جناح مذهبی عملاً رهبری جریانات مخالف را به دست گرفت و در موعظه های خود در مساجد و مراسم مذهبی به طور علنی به دولت حمله بردند، آتش احساسات و هیجانات عمومی را دامن می زدند.»[35]

ب ـ این قیام، جنگ خاموش بین شاه و روحانیت را برافروخت و بین دولت و مقامات روحانی کشور، بحران شدیدی به وجود آورد.[36]

ج ـ مهم ترین پیامدهای واقعه 19 دی، سلسله حوادثی بود که چون موجی به دنبال یکدیگر آمد و منجر به سر برداشتن تمامی یک ملّت شد.

بعد از این واقعه کارکنان پست تهران اعتصاب کردند.دانش آموزان چندین دبیرستان آمل دست به تظاهرات زدند .و بر طبق گزارش های ساواک از یک روز بعد از فاجعه ی 19 دی قم تا 29/11 /56 یعنی قبل ازچهلم شهدای واقعه ی در شهرهای مختلف به صورت های مختلف شکل گرفت.[37]

3-4. جنبش 29 بهمن تبریز

مردم خطه آذربایجان که همواره در مبارزات آزادهی خواهی ملت ایران پیش قدم بوده اند، این بار نیز در چهلم شهدای قم شجاعت خود را به اثبات رساندند. در روز 29بهمن 1356 در سراسر ایران به مناسبت چهلم حوادث قم درگیری هایی اتفاق افتاد که از میان همه آنها قیام مردم تبریز از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در این روز که عزای عمومی اعلام شده بود، مردم تبریز از تمام اقشار روانه مسجد شدند تا در مجلس ختمی که به همین مناسبت از طرف آیت الله شریعتمداری و آیت الله قاضی برگزار شده بود، شرکت کنند، اماپلیس از ورود مردم به مسجدجلوگیری کرده برای پراکنده شدن آنها شروع به تیراندازی نمود وعده زیادی به شهادت رسیدند.[38]

4- سال 57 – سال سرنوشت

4-1. چهلم شهدای 29 بهمن تبریز

در آستانه فرا رسیدن چهلمین روز شهادت عده ای از مردم تبریز، امام خمینی(قدس سرّه)  با صدور پیامی تحلیلی به ملت ایران، خط مشی مبارزه را مشخص نمودند. امام خمینی(قدس سرّه)  از مردم خواستند تا صفوف خود را زیر پرچم عدالت پرور اسلام فشرده کنند و با شعار واحد اسلام و قرآن به پیش بروند. هم چنین امام(قدس سرّه)  از مردم خواستند تا در روز چهلم با عزای عمومی خود به ملت های آزاد جهان بفهمانند که ما با چه شرایطی زندگی می کنیم.

با انتشار پیام امام خمینی(قدس سرّه) روحانیون و مردم در سرتاسر کشور آماده شدند تا مراسم چهلم شهدای تبریز با شکوه فراوان برگزار نمایند.[39]

ساواک نیز پیش بینی کردکه مراسم چهلم شهدای تبریز مورد استقبال سرتاسر قرار گیرد. به همین جهت برای کنترل و جلوگیری از اغتشاشات حادّ، تصمیم گرفت اجتماعات در مورد چهلم کشته شدگان حوادث تبریز در مساجد و اماکن مذهبی بلامانع باشد تا از هرگونه تظاهر و اخلال گری در خیابان و خارج از اماکن مذهبی و بستن مغازه ها جلوگیری شود.

همان طور که ساواک پیش بینی می کرد، مراسم چهلم با استقبال بی سابقه ای رو به رو   شد، در بعضی از شهرها در روز نهم و دهم فروردین مراسم برگزار شد و در بعضی از شهرها علی رغم میل ساواک به تظاهرات خیابانی تبدیل شد.طبق گزارش های ساواک در این شهرها مراسم یاد بود شهدا در روز نهم فروردین برگزار شد.

در اصفهان «در مسجد حکیم» مراسمی برگزار شد که سخنران آن سید احمد فروشانی به دفعات از حاضرین در جلسه خواست برای سلامتی (امام) روح الله خمینی(قدس سرّه)  صلوات بفرستند. شرکت کنندگان پس از ختم مراسم در خیابان های چهارباغ و عبدالرزاق دست به تظاهرات زدند که با مأمورین درگیر شدند.  

در تربت حیدریه کسبه مغازه های خود را تعطیل کردند و در مراسم شهدا در مسجد جامع اجتماع کردند.

در بندر عباس نیز بعد از نماز مغرب و عشا روز نهم مردم در مراسم شهدا در مسجد کوفه شرکت کردند و عده ای از آنها پس از مراسم به صورت دسته جمعی به مسجد فاطمیه (سلام الله علیها) رفتند و در مراسم دیگری که به همین مناسبت برقرار بود شرکت کردند.

در سمنان نیز مجلس یادبودی درمسجدشاه باحضور روحانیون برگزار شد.

در مشهد « کلاس های درس طلاب علوم دینی و 65 درصد مغازه های شهر به عنوان همدردی بامقتولین حوادث تبریز تعطیل گردید.

علاوه بر روز نهم، مراسم یادبودی در بسیاری از شهرهای بزرگ در روز دهم نیز برگزار شد. مراسم روز دهم به علت شدت و کثرت آن بیشتر مورد توجه مردم ایران قرار گرفت.

در همدان بیش از نیمی از مغازه های بازار تعطیل بود.مردم همدان مراسم ختم شهدا را در مسجد جامع برگزار کردند. در خرم آباد نیمی ازمغازه های بازار و خیابان ها تعطیل بود مردم بعد از مراسم مسجد جامع به خیابانها آمدند و شروع به تظاهرات کردند.

در بهبهان حدود 80 درصدمغازه های شهر تعطیل شد پس ازختم شهدا در مسجد مصلی مردم به تظاهرات خیابانی پرداخته و با پلیس درگیر شدند.

در ساری مراسمی در مسجد جامع برگزار شد که در آن آیت الله شیخ هادی روحانی(قدس سرّه)  به سخنرانی علیه رژیم پرداخت.

در سیرجان در مسجد حاج سبزعلی با حضور روحانیون تبعیدی مراسمی برگزارشد.

در گرگان مراسمی با حضور علما در مسجد گلشن برقرار شد.

در قم ساعت 5/4 بعد از ظهر مجلس فاتحه ای برای مقتولین حوادث شهر تبریز با حضور آیت الله سید کاظم شریعتمداری، محمد رضا گلپایگانی(قدس سرّه)  و سید شهاب الدین نجفی مرعشی(قدس سرّه)  و با شرکت قریب 15 هزار نفر در مسجد اعظم برگزار شد.[40]

4-2. حماسه ی مردم یزد در دهم فروردین 1357

روز هشتم فروردین، آیت الله صدوقی(قدس سرّه)  با صدور اعلامیه ای ضمن تجلیل از مقام شهید اعلام کرد که روز پنج شنبه 20 ربیع الثانی مطابق با دهم فروردین از ساعت 9 الی 11 به وقت قدیم در مسجد روضه محمدیه (حظیره ) برای تجلیل از ارواح عالیه ی شهیدان قم، تبریز و لبنان بزرگداشت خاطره ی جانبازان مردان راه حق بر پاست و شرکت عموم طبقات را انتظار داریم.

هنوز روز موعود فرا نرسیده بود که در روز نهم بعد از نماز عشا خود آیت الله صدوقی(قدس سرّه)  به منبر رفت و رژیم شاه را مورد انتقاد قرار داد. و پس از خاتمه ی مجلس حدود 500 نفر از افراد شرکت کننده در مراسم به تظاهرات خیابانی پرداختند و پلیس با تظاهر کنندگان درگیر و در نتیجه تظاهر کنندگان به اماکن دولتی حمله و خساراتی را برآن وارد کردند.

این درگیری مقدمه ای شد تا مردم یزد مصمم تر در مراسم شهدای تبریز شرکت کنند. روز موعود فرا رسید صبح زود مردم از گوشه و کنار شهر به سوی مسجد حظیر حرکت      کردند. آیت الله صدوقی(قدس سرّه)  نیز قبل ازساعت 9 در مسجد حاضرشد. جمعیت موج می زد. مردم به محض تمام شدن مراسم در خیابانها دست به تظاهرات زدند.شهربانی توان مقابله را در خود ندید لذا، از نیروهای از قبل پیش بینی شده ی ژاندارمری کمک خواست و آنان به کمک نیروهای پلیس با مردم درگیرشدند و نتیجه آن زخمی شدن و شهید شدن تعدادی از مردم مؤمن یزد بود.[41]

این واقعه علاوه بر پیامدهای سرتاسری، موجب انسجام و تحرک بیشتر روحانیت یزد شد.[42]

4-3. برگزاری هفتم شهدای یزد

آیت الله صدوقی(قدس سرّه)، درسیزدهم فروردین خطاب به مراجع تقلید بانوشتن نامه ای سرگشاده به شرح حادثه ی خونین دهم فروردین پرداخت و با رشادت تمام در همین نامه اعلام کرد برای شادی روح شهدا مجلس ختم و یاد بودی روز یکشنبه 57/1/20 در مسجد روضه محمدیه از ساعت 8 الی 11صبح منعقد می کنیم.

به گزارش ساواک مجلس در وقت مقرر برگزار شد و بدون هیچ حادثه ای پایان پذیرفت .روز شانزدهم، مجلس ختمی به همین مناسبت در مسجد اعظم قم با حضور مراجع برگزار شد.

در روز هفدهم فروردین نیز مراسم هفتم شهدای یزد در جهرم در مسجد بناها برگزار گردید.[43]

4-4. زنجیره ی چهلم ها

بدون شک مؤثرترین حرکت انقلابیون در تداوم انقلاب، پی گیری مجالس بزرگداشت شهدا با محوریت مساجد بوده است.

پس از به خاک و خون کشیده شدن قیام مردم قم، اعتراض ها و تجمعات سازمان یافت .علما و مردم بطور وسیع و هماهنگ وارد صحنه شدند و مراجع یکی پس از دیگری عکس العمل نشان دادند.

شهرهای ایران نیز به تبعیت از قم و در اعتراض به توهین و هتاکی به مرجعیت، ندای اعتراض سردادند و عملاً وارد صحنه مبارزه شدند، به طوری که نیروهای امنیتی و نظامی رژیم تقریبا در تمامی شهرها درگیر بودند و پایگاه های مهم تحریک و تهییج مردم، یعنی مساجد به یکی از فعال ترین مرکز سازماندهی و هدایت تحرکات و خیزش ها تبدیل شدند.

تبریز، اولین شهری بود که به علت برگزاری مراسم چهلم شهدای قم، هدف شلیک تیرها و خشونت های رژیم واقع شد و به دنبال آن شهرهای دیگر، یکی پس از دیگری، هم چون قم،شیراز، اصفهان، زنجان و در رأس آنها تهران، پایتخت سلطنت به آتشی سوزان برای سران حکومتی پایتخت نشین، تبدیل شد.[44]

4-5. تحریم جشن های شعبان سال 1357

امام خمینی(قدس سرّه)  برای تداوم مبارزه علیه رژیم شاه از هر فرصتی استفاده می کردند. امام خمینی(قدس سرّه)  در 28 رجب (13تیرماه )خطاب به ملت ایران پیامی صادر کردند و مردم را از جشن و چراغانی در سوم و 15 شعبان 57 برحذر داشتند.[45]

4-6. نتیجه و سرانجام اعتراضات مردم در ایام 15 شعبان

57/4/28 در گنبد، سیدمحمد رضوی در مسجد سجادیه، سخنرانی کرد و شدیداً رژیم را مورد انتقاد قرار داد.

جهرم: بیشترمساجد ساعت 11شب پس ازپایان مراسم مردم دست به تظاهرات زدند، با پلیس درگیر شدند و پلیس در این درگیری از تیراندازی و گاز اشک آور استفاده کرد.

تهران: غفاری در مسجد صاحب الزمان، ضد رژیم سخنرانی کرد.

57/4/29 درجهرم مسجد قبله، برای جلوگیری از به منبر رفتن سید حسین آیت اللهی توسط ساواک، منجر به تظاهرات خیابانی در چند نقطه شهر شد.

استهبان: در مسجد جامع، بعد از ساعت 11 شب پس از جلسه، مردم دست به تظاهرات زدند که پلیس با مردم درگیر شد و در نتیجه یک پلیس مجروح شد.[46]

شیراز: در مسجد جامع، بعد از سخنرانی  آیت الله دستغیب(قدس سرّه)  مردم به خیابان ریختند و با پخش عکس های امام خمینی(قدس سرّه)  دست به تظاهرات زدند.

اسلام آباد غرب: سخنرانی آیت الله یزدی در مسجد و انتقاد از شخص شاه.

زرند: سخنرانی یک روحانی به نام سید محسن سردیان در مسجد جامع و شعار به نفع امام(قدس سرّه)  توسط مردم.

57/4/30 اصفهان مسجد حسین آباد، سخنرانی آیت الله طاهری در مسجد و سپس تظاهرات شرکت کنندگان.

اردبیل؛ مسجد میرزا علی اکبر، سخنرانی آقای کرّانی، استاد دانشگاه و حجۀ الاسلام مروج در نقد رژیم.[47]

بهشهر؛ مسجد نصیرخان، سخنرانی حجۀ الاسلام بارکوبه ای علیه رژیم.

کنگاور؛ مسجد جامع، سخنرنی شیخ علی اکبر حسنی علیه رژیم.

گنبد؛ مسجد سجادیه، سخنرانی سیدمحمد رضوی علیه رژیم.

رامسر؛ مسجد سادات محله، سخنرانی حاج هادی روحانی(قدس سرّه)  علیه رژیم.

ایلام؛ مسجد امیر المؤمنین، تظاهرات خیابانی از این مسجد درساعت 5/21.

کلاچای؛ مسجد بی بالان، شرکت کنندگان دست به تظاهرات زدند.

شاهی؛ مسجد حجتیه، سخنرانی حاج شیخ هادی غفاری علیه شخص شاه.

تظاهرات نیمه شعبان با دادن چند شهید بار دیگر خون در رگ های انقلابی مردم جاری  کرد.[48]

4-7. رمضان 57 و صدور منشور انقلاب

ماه رمضان 57 با شور انقلابی آغاز شد و چون مردم روزه دار بودند، نمازهای جماعات را معمولا بعد از افطار، پاسی از سرشب گذشته، برگزار می گردید و بعد از نماز یکی از وعاظ سخنرانی می کرد. محور این سخنرانی ها انتقاد از شخص شاه، تجلیل از امام خمینی، حکومت اسلامی و جذب نیروهای نظامی بود و بعد از پایان مراسم مردم به شعاردادن یا تظاهرات خیابانی می پرداختند.[49]

جدول فعالیت روحانیون، نقش مساجد در گسترش تظاهرات در ماه رمضان را نشان می دهد.[50]

تاریخ                   شهر                    واقعه

57/5/15            تهران            سخنرانی ضد رژیم در مسجد قبا.

57/5/15            میناب          سخنرانی ضد رژیم در مسجد پاکوه و تکیه خویلدی.

57/5/15             ملایر          سخنرانی ضد رژیم در مسجد شاه تظاهرات خیابانی.                               

                                           و شکستن شیشه بانک صادرات.

57/5/15           استهبان          تظاهرات خیابانی بعد از اتمام سخنرانی در یکی از

                                           مساجد.

57/5/15          گلپایگان        سخنرانی ضد رژیم در مسجد حاجی گلپایگانی.

57/5/15          استهبان         سخنرانی ضد رژیم در مسجد احمدی و تظاهرات خیابانی.

57/5/15          شیراز           سخنرانی در مسجد نو و تظاهرات خیابانی و دستگیری

                                          چهار نفر.

57/5/15           تبریز           سخنرانی ضد رژیم  در مسجد خلخالی.

57/5/17           اصفهان     مجلس ختم شهید علی ذاکری در مسجد فاطمیه حسین آباد.  

                                     ،تظاهرات خیابانی، حمله به اماکن فساد و دستگیری 3 نفر،

                                      ادامه تحصن  در منزل آیت الله خادمی.

57/5/17          آرادن        سخنرانی ضد رژیم در مسجد شهر و تظاهرات و درگیری

                                      با نیروهای ژاندارمری. 

57/5/17       تهران       سخنرانی ضد رژیم در مسجد قبا و مسجد امیرالمؤمنین(علیه السلام).

57/5/17        شیراز         سخنرانی ضد رژیم در مسجد نو، تظاهرات و درگیری.   خیابانی

                                      و دستگیری 4نفر.

57/5/17       لار             سخنرانی ضد رژیم در مسجد جامع و تظاهرات و درگیری

                                     خیابانی و دستگیری 7نفر.

57/5/18      تهران            سخنرانی ضد رژیم در مسجد قبا.

57/5/18      نی ریز         سخنرانی ضد رژیم در یکی از مساجد، تظاهرات خیابانی و

                                     درگیری با پلیس.

57/5/19     شیراز           اجتماع مردم در مسجد نو به مناسبت شهادت عده ای از مردم.

 اصفهان و کازرون تظاهرات و درگیری با پلیس، و در این  درگیری دهها کشته شدند. پلیس به مسجد نیز حمله کرد  و عده ای را داخل مسجد نو مورد ضرب و شتم قرار داد.

4.8.جمعه سیاه 17 شهریور 57

اسناد نشان می دهد که سخنرانی ها در این ماه اوج گرفت.شدت دستگیری ها بسیار بالا رفت، به طوری که قبلا سابقه آن را نداشتیم. تعدادی از تبعیدی ها را جا به جا کردند، ممکن بود این ها از همین بلندگوهای ماه رمضان مردم را تحریک کنند مجموعه سخنرانیها و حرفهایی که توسط روحانیت در ماه رمضان ایراد می شد رژیم را دچار نگرانی کرد. در مساجد سخنرانی های سیاسی برگزار می شد و حتی وعده و میعادگاه تظاهرات و قیام هم آنجا تعیین می شد؛ مثلا دکتر مفتح(قدس سرّه)  در مسجد قبا اعلام کرد، غیر از نماز عید فطر،روز 5شنبه 16 شهریور هم تعطیل عمومی است. در برخی از شهرها تعدادی از مردم در درگیری با حکومت شهید شده بودند، برای احترام به این شهدا، اعلام کردند که روز 5 شنبه 16 شهریور، در تهران تعطیل عمومی خواهیم داشت.[51]

عده ای از مردم در راهپیمایی بزرگ 16 شهریور فریادمی زدند: فردا صبح در میدان ژاله.[52]

یکی از بزرگترین فجایع تاریخ در میدان شهدای تهران «ژاله سابق» روی داد و هزاران نفر به خون غلطیدند. تظاهرات چند میلیونی و گسترده مردم تهران در روزهای پس از عید فطر آنها را امیدوار ساخت که قوای انتظامی قصدتهاجم به راهپیمایی های آرام را ندارند جمعه 17شهریور از صبح زود به حرکت در آمدند. ساعت 6 صبح برقراری حکومت نظامی در تهران و 12 شهر بزرگ دیگر اعلام شد و اعلامیه های فرمانداری نظامی یکی پس از دیگری صادر می شد و مردم را مورد تهدید قرار می داد.

در واقع رژیم با کشتار 17 شهریور، 15 خرداد 42 را تجدید می کند و انتظار دارد سکوت طولانی بر ایران سایه افکند و دیکتاتوری چندین ساله استقرار یابد و شعله های انقلاب به خاموشی گراید. دهها هزار از مردم مجاهد شرق تهران از صبح زود به سوی میعادگاه سرازیر شدند و در کمتر از دو ساعت تمامی خیابان ژاله تا پشت بهارستان را از جمعیت پرکردند، مادران بچه در بغل، کودکان همراه پدر، دختران و پسران مصمم، همه و همه در صفهای فشرده گام بر می داشتند تا مثل روزهای قبل نمایشی از قلب های طوفان زای مسلمانان ایرانی را در صحنه آورند. اعلام حکومت نظامی فرمان جنگی علیه توده های مردم بود. اما جمعه سیاه و کشتار دسته جمعی آن، مدار مبارزه و مقاومت و فداکاری را عوض ساخت به جای اینکه مردم بترسند و به خانه هایشان بروند، به انتقام و خون خواهی برخاستند.[53]

عبدالمجید معادیخواه در کتاب «کالبد شکافی یک واقعه» می گوید: در آن زمان سازماندهی راهپیمایی های تهران در14مسجد یعنی 14 منطقه تهران انجام می شد، در آن تقسیم بندی تهران 14 منطقه داشت، هر منطقه هم یک مسجد مشخص به عنوان پایگاه ارتباط مردم را به صورت رسمی در اختیار داشت.[54]

4-9. واقعه خونین کرمانشاه

ساعت 4 بعد از ظهر روز نهم مهر ماه 57 جمعیت زیادی بنا بر دعوت علمای کرمانشاه در اعتراض به محاصره بیت امام خمینی(قدس سرّه)  در مسجد آیت الله بروجردی(قدس سرّه)  و خیابانهای اطراف آن تجمع کردند. یکی از روحانیون به نام سید موسی موسوی در این مجلس سخنرانی کردو ضمن حمایت از امام خمینی(قدس سرّه)، حکومت اسلامی را خواست همه ی ملت اعلام کرد. پس از تمام شدن مراسم جمعیت به طرف مسجدجامع دست به راهپیمایی زدند، ناگهان پلیس در چند دقیقه به مردم حمله کرد و گاز اشک آور شلیک کرد. راهپیمایی آرام مردم به یک درگیری تبدیل شد.

نیروهای انتظامی برروی مردم آتش گشودند.طبق ادعای رژیم در این درگیری 3 نفر کشته و 33 نفر براثر اصابت گلوله مجروح شدند.[55]

4-10. فاجعه مسجد جامع کرمان

مردم کرمان از ساعت 10 صبح 57/7/27 به دعوت روحانیان شهر در مسجد جامع تجمع کردند تا یاد شهدای میدان ژاله تهران را پاس دارند، ساعت 5/11 هنوز واعظ آقای صمدانی در حال سخنرانی بود که عده ای به مسجد حمله کردند در این حمله صدها نفر به شهادت رسیدند.

فاجعه به حدی جنایت آمیز بود که موجی از قیام و تظاهرات را در سرتاسر کشور به دنبال آورد و رژیم چنان به وحشت افتاد که اعلام کرد موضوع را تحقیق خواهد کرد. علما در سرتاسر کشور موضع گرفتند. آتشی که رژیم نابخردانه در مسجد جامع کرمان بر افروخت شعله هایش چنان گسترش پیدا کرد که تا عمق ارکان رژیم نفوذ پیدا کرد و بعد از آن یک روز آرام را ندید.[56]

4-11. فاجعه ی خونین 30 مهر همدان 57

یکی از دانش آموزان دختر اول نظری دبیرستان پروین اعتصامی در یکی از تظاهرات دانش آموزی دستگیر می شود و بعد از آزادی با نوشتن وصیت نامه ای دست به خود کشی می زند وی علت خود کشی خود را تجاوز نیروهای رژیم در بازداشت گاه اعلام می کند.

انتشار این خبر در همدان موجی از عصبانیت را برانگیخت. در مساجد اعلام کردند که فردا صبح به عنوان اعتراض، مردم دست به تظاهرات می زنند. جمعیت به قدری زیاد بود که نیروهای رژیم وحشت زده در خیابان شاهپور مردم را به گلوله بستند.[57]

5. چرا محور همه  مسایل مساجد بود؟

در واقع در تاریخ معاصر جهان، انقلاب اسلامی پدیده بی همتایی است؛ زیرا نه یک گروه اجتماعی جدید مجهز به احزاب سیاسی و ایدئولوژیهای غیر دینی بلکه روحانیون سنتی مجهز به منبر و مدعی حق الهی در تظاهرات بر عملکرد همه مقامات غیر روحانی، حتی عالی ترین نهاد متشکل از نمایندگان منتخب ملت، را به قدرت رساند.[58]

کامیابی آیت الله خمینی(قدس سرّه)  در بسیج مزد بگیران شهری چند علت داشت:

 یکم: وعده او مبنی بر ایجاد عدالت اجتماعی، با ناتوانی رژیم در برآوردن انتظارات روز افزون مردم کاملاً مغایر بود.

دوم : رژیم علی رغم بدگمان بودن به علمای عالی رتبه از فعالیت روحانیان رده پایین در بین فقرای شهری، سازمان دهی عزاداری ها تشییع جنازه ها، مراسم سوگواری و برپایی نماز جماعت جلوگیری نمی کرد.

یکی از نمایندگان مجلس در سال 1352، به یک روان شناس اجتماعی خارجی گفته بود که مراسم مذهبی به ویژه عزاداریهای ماه محرم از نظر سیاسی سودمند است؛ زیرامحرومان اجتماعی را از کمونیسم منحرف و به مسیرهای بی ضرر هدایت می کند این مسأله روشن است که این گونه شبکه های مذهبی واقع در مناطق فقیرنشین و پر جمعیت شهری، امکانات پخش سریع اخبار و اعلامیه ها و هم چنین سازماندهی تظاهرات و توزیع مواد غذایی، سوخت و حق پوشاک را برای روحانیون مخالف فراهم ساخت.

سوم : مذهب، احساس همبستگی گروهی و اجتماعی مورد نیاز جمعیت مناطق فقیر نشین و حلبی آبادها را فراهم کرد. یک مردم شناس آمریکایی در اوایل دهه 1350،ضمن مقایسه یک روستای همبسته و منسجم با یک محله فقیر نشین یا حلبی آباد می نویسد که در شرایطی که روستائیان، مذهب را جدی نگرفته و حتی وعاظ مهمان را دست می انداختند ساکنان این گونه محلات شهری که همگی دهقانان تازه بی زمین شده بودند مذهب را جانشین جوامع از دست رفته شان قلمداد می کردند، زندگی اجتماعی خود را با مساجد مربوط می ساختند و با اشتیاق به سخنان روحانیون محلی گوش می دادند.[59]

استمپل در کتاب خود به نام «درون انقلاب ایران» می گوید:

«اگر سازمانهای گسترده انقلاب مخفی تشکیل نمی گردیدند، با وجود همه مشکلات، انقلاب اتفاق نمی افتاد و یا می توانست به مسیری کشانده شود که اساساً متفاوت باشد. البته وجود شبکه مسجد به روحانیون افراطی امکان داد تا بر اوضاع تسلط یابند و سپس تحول نهضت را کنترل کنند. برای خمینی آسان بود که با بسیج یک گروه فعال و مؤثر به رهبر پیامبر گونه متعصبین مذهبی تبدیل شود. در دوران حکومت شاه در ایران، روحانیون ازسال 1963 تا 1977(1341 تا 1356) یک نیروی حاشیه ای بودند که بطور فزاینده ای منزوی می شدند بنابراین جای تعجب نیست که بنیاد گرایان نظام سیاسی سلطنتی را روکرده و سیاستهای افراطی سند دولتی را در پیش گیرند».[60]

اتحاد بین مساجد و بازارهای شهر در سال 1963(1341)آغاز و در سال 1977(1356) کامل شد. در طی این 15 سال موازنه قدرت بین اسلام و ملی گرایان در مخالفت با رژیم، به نفع نیروهای مذهبی تغییرجهت داد.جنبش مذهبی از طریق مساجد تنها زمینه سازمانی مناسب و مطمئنی بود که برای مبارزه علیه رژیم، روستائیان و مردم تهیدست می توانستند زبان آن را درک کنند ،مهمتر از همه اینکه، مخالفین مذهبی، رهبری روحانی و کاریزماتیک یعنی آیت الله خمینی(قدس سرّه)  را به عنوان سمبل اتحاد علیه شاه برگزیدند.

یک جنبه مهم رشد حرکت انقلابی، مشارکت دائمی و فزاینده سازمانهای شیعی مذهب ایرانیان در جنبش بوده است. در کشور 35 میلیونی ایرانی، تقریباً 80 تا90 هزار مسجد و180 تا200 هزار روحانی وجود دارد. سریعترین و مطمئن ترین راه برای رساندن پیام از شهری به رهبران شهر دیگر از طریق شبکه مسجد انجام می گرفت که توسط روحانیون رده بالا سازمان می یافت.

در طول سال 1977(1356)تظاهرات همزمان در شهرهای مختلف، از همین راه با وسیله پیک و یا برقراری تماس های تلفنی مورد اطمینان، هماهنگ می شدند. برای مثال در سال 1978(1357)مسئولین حسینیه ارشاد که یک مرکز آموزش دینی در تهران است، تقریباً همه روزه با آیت الله شریعتمداری که در قم بود در تماس بودند. همچنین روحانیان وفادار به خمینی(قدس سرّه)  به مسجدی که در شمال تهران بود و توسط آیت الله سیّد محمد بهشتی اداره می شد پیوسته بودند. هنگامی که خمینی(قدس سرّه)  در اکتبر 1978 (1357) از عراق به پاریس مهاجرت کرد، آیت الله بهشتی به عنوان رابط اصلی بین تهران و پاریس انجام وظیفه می کرد. یک جنبه بی همتای انقلاب ایران این است که کار برقراری رابطه، خارج از مجرای رسانه های گروهی مرسوم انجام می شد. نوار موعظه ها و سخنرانی های خمینی(قدس سرّه)  از محل اقامتش در عراق، توسط شبکه مسجد، به شهرمقدس قم محل سکونت خمینی(قدس سرّه)  قبل از تبعید، برده می شد.

نوار ها از قم به شهر های دیگر ارسال می گردید و تجار بازار صمیمانه به کار مهم تکثیر نوار ها اقدام می کردند و آنها را به اشخاص با ایمان می فروختند. در آغاز سال 1976 ( 1355) شبکه مسجد، واسطه ها را حذف کرد و خود به ارسال کاست ها و جزوه هایی که حاوی اصول انقلابی بود، برای ملاهای هوادار، مستقیما اقدام نمود این نوار ها و جزوه ها در مساجد دست به دست مردم می گشت. بسیاری از این فعالیت ها تا اواخر 1977 که دیگر کاملاً سازمان یافته شده بود بدون سر و صدا پیش می رفت.

عجیب این است که دولت هیچ گونه کوششی برای دخالت در شبکه مساجد به عمل نیاورد و آن را تحمل کرد. مساجد هم چنان عامل اصلی بسیج تجار بازار و یا بازاریان بودند.در جوامع اسلامی، بازار تنها یک سازمان کوچک تجارتی نیست، بلکه دارای یک بافت روابط اجتماعی مهم هست.

به هر حال بازار و مسجد همیشه با همدیگر همکاری داشته اند. هزینه حوزه های علمیه و نیز تا 80 درصد هزینه گذاران زندگی روحانیون توسط همین تجار تأمین می گردد.[61]

نیکی آر. کدی در کتاب خود به نام (ریشه های انقلاب ایران) می گوید: متون مذهبی و هدایایی که به منظور اهداف مذهبی، آموزشی، خیریه و سیاسی به علما داده می شد همه از ناحیه بازاری ها بود، که در صدد عمده ای از عامل نفوذ علما را تشکیل داده و عامل تقویت پیوندهای سیاسی بین مسجد و بازار بودند.[62]

پارسونز در کتاب خود به نام (غرور و سقوط) می گوید: «در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم مواردی اتفاق افتاد که این سه عامل قدرت، یعنی عناصر مذهبی، بازاریها و روشنفکران نیروی خود را روی هم گذاشته با بعضی از اقدامات شاه به مخالفت برخاستند و یا برای رسیدن به هدف واحدی متحد شدند.» [63]

همچنین او می گوید: آیت الله خمینی ساختار سیاسی ـ اقتصادی سلاطین پهلوی را در هم کوبید و ارزش های قبلی را به جامعه ایرانی باز گردانید او دو ستون اصلی را که جامعه ایرانی طی قرن های گذشته بر روی آن تکیه داشت از نو استوار ساخت. این دو ستون روحانیت شیعه و تجار بازار هستند. آیت الله خمینی(قدس سرّه)  در این بازگشت به عقب از قرن نوزدهم نیز فراتر رفته و نفوذ محدود طبقه جدید روشنفکران تمایل به غرب را نیز که در این قرن در صحنه ظاهرشدند از میان برداشت. در ضمن ملاها و بازاری ها فرمانروای واقعی کشور هستند و به طبقات دیگر سهمی از حکومت داده نشده است. اکنون آیت الله خمینی(قدس سرّه)  همان قدرت و اختیارات شاه را به علاوه رهبری الهی و روحانی مردم در دست دارد.[64]

 همچنین او می گوید: « واقعیت این است که شاه در اوج قدرت خود هم آنقدر خشن و بی رحم نبود که بتواند با توسل به زور نفوذ و قدرت روحانیت را از میان بردارد و در عین حال نمی توانست جامعه ی ایرانی را با چنان سرعتی تغییر دهد که نفوذ آن ها را به کلی خنثی کند. او می خواست در این مسابقه با این نیرو ها پیروز شود و تصور می کرد که سال 1973 ( 1353) به بعد امکانات کافی برای پیش گرفتن بر نیرو های ارتجاعی ایران را خواهد داشت. ولی شاه در این سابقه پیروز نشد. آنها سر انجام به هم رسیدند و وقتی که نبرد نهایی در گرفت معلوم شد که اثر ضربه انقلاب پهلوی بر جامعه ایرانی آنقدر سطحی بوده است که حتی توده های شهری هم ترجیح دادند به جای حمایت از مردی که می کوشید آن ها را به چیزی که نبودند بدل کند، به رهبران سنّتی و مذهبی خود روی آوردند.[65]

6. نتیجه گیری

مسجد از قدیم الایّام به عنوان کانون فکری و اجتماعی و عبادی مسلمانان مورد توجه و تکریم بوده است، به طوری که شاهد تحولات مساجد در دوران انقلاب اسلامی بوده ایم. به جرأت می توان گفت، اولین و مهم ترین ستون و پشتوانه مردم در دوران انقلاب مساجد بوده اند و از آن جا که انسان های مقید به ارزش ها و عقاید دینی، این کانون را در رأس همه سنگر ها برای خود انتخاب کردند، بسیاری از این نشست ها و تجمع مسلمین برای قیامی در این کانون شکل می گرفت و نتایج مطلوبی را به همراه داشت که مهم ترین آن وحدت میان مردم بود که این رمز پیروزی انقلاب بود، به عبارت دیگر، مردم مقید به ارزش های دینی به اسلام پایبند می مانند و همین مردم وقتی که دیدند اسلام در خطر است قیام ها و اعتراض های خود را سازماندهی و برنامه ریزی کردند و میوه ی شیرین انقلاب را به ثمر رساندند.

به طور کلی می توان گفت انقلاب بود و مسجد. این نقش به قدری پر رنگ است که حتی نویسنده خارجی به نام هنری پرچ در گزارشات خود می نویسد: « رهبری و سازمان دهی انقلاب، در دست آیت الله خمینی(قدس سرّه)  و به طور کلی روحانیون قرار داشت آنها از رهگذر شبکه گسترده مساجد فعالیت های انقلابیون را سازمان می دادند».[66]

در واقع چون مسجد محل حضور عامه مردم بود. به همین دلیل ذهن عام ترین فرد را متوجه مسائل سیاسی می کردند و از این طریق عقاید مذهبی را به سیاست ربط می دادند.

وکیلی زاده[67]در پایان نامه خود می آورد: «مساجد کانون اصلی اجتماع اعتراض مردم بودند و همین مساجد بودند که از طریق آن ها شور انقلابی مردم شعله ور گشت و بسیج سیاسی پدید آمد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دولت نظارت مستقیم بر مساجد را از نظر دور نداشت و بدین ترتیب موقعیت مساجد از مرکزیت دولت به مکان های تحت نظارت دولت تغییر یافته است».[68]

همچنین وی می گوید: «مساجد در دوران حکومت استبدادی شاه مهم ترین پایگاه مردمی و مبارزات سیاسی علیه حکومت بوده و در جمهوری اسلامی ایران دولت در جهت تقویت مساجد و در اختیار گرفتن آن ها از هیچ اقدامی فرو گذار نکرده است. مساجد قبل از انقلاب تنها پایگاه ارتباط مردم در مبارزات سیاسی بوده، در حالی که پس از انقلاب مساجد محیط حل مشکلات و اختلافات مردم و کانون حمایت از دولت و نهاد های رسمی حکومت شد».

فهرست منابع و مآخذ

1.آبراهامیان، یراوند، ایران بین دو انقلاب، احمد گل محمدی/محمد ابراهیم فتاحی،  تهران ،نشرنی، 1377

2.احمدپور، محمدتقی، آغاز بیداری (ویژه نامه قیام 15خرداد ) قم، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، 1382

3.استمپل، جان.دی، درون انقلاب ایران، منوچهر شجاعی، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1377

4.امیری، کیومرث/معصومه خالقی، چکیده نامه های دکتری و کارشناسی ارشد دانشگاههای جهان درباره امام خمینی و انقلاب اسلامی، بی جا، مرکز باز شناسی اسلام و ایران، 1378

5.پارسونز، سرآنتونی، غرور و سقوط، دکتر منوچهر راستین، بی جا، انتشارات هفته، 1363

6.تاریخ سیاسی معاصر ایران، بی جا، زمزمه هدایت، 1383

7.حسن زاده، رسول آذرخشی بر تاریکی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381

8 حسینیان، روح الله، یکسال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1358

9.درس هایی از تاریخ سیاسی ایران (استاد شهید سیدحسن آیت)، بی جا، انتشارات مجلس شورای اسلامی، 1363

10.سیک، گری، همه چیز فرو می ریزد، علی بختیار زاده، تهران مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384

11.شریف پور، رضا، مسجد و انقلاب اسلامی، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1377

12.فوران، جان، مقاومت شکننده، احمد تدین، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1377

13.فرهنگ معین

14.کدی، نیکی آر، ریشه های انقلاب ایران، دکترعبدالرحیم گواهی، تهران، انتشارات قلم، 1369

15.لغتنامه دهخدا

16.مجموعه سخنرانیها و مقالات، کالبدشکافی یک واقعه (17شهریور57)،تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی1384

17.مدنی، سید جلال الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج2، قم، دفترانتشارات اسلامی، 1361

18.ملایی پور، جواد، آذرخشی انقلاب(ویژه نامه قیام19دی)، قم، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، 1383      

19.منصوری، جواد، قیام15خرداد42، هران، دفترادبیات انقلاب اسلامی،1376

20نوربخش، سیدحسن، یادواره نهضت اسلامی تا22بهمن 57، تهران، دفتر نشر فرهنگ    اسلامی،1360

21.مجموعه سخنرانی ها و مقالات، فروغ مسجد، قم مؤسسه فرهنگی ثقلین،1384

 

                                

 

 

 

 

فهرست مطالب

عنوان

1-مقدمه

1-1.طرح مسأله

1-2.کلید واژگان

2-نگاهی به وقایع سال 1342

2-1.فاجعه خونین مدرسه فیضیه

2-2.راهپیمایی عاشورای (1342خرداد1342هـ.ش)

2-3.دستگیری امام و قیام سراسری 15خرداد42

2-4.تصویب لایحه کاپیتولاسیون

3- جرقه های انقلاب در سال 1356

3-1.مقاله احمد رشیدی مطلق

3-2. قیام نوزده دی قم

3-3.پیامدهای واقعه نوزده دی قم

3-4.جنبش 29 بهمن تبریز

4- سال 57 ـ سال سرنوشت

4-1.چهلم شهدای 29 بهمن تبریز

4-2.حماسه ی مردم یزد، دردهم فروردین 1357

4-3.برگزاری هفتم شهدای یزد

4-4.زنجیره ی چهلم ها

4-5.تحریم جشن های شعبان سال1357

4-6.نتایج اعتراضات مردم در ایام 15شعبان

4-7.رمضان 57 و صدور منشور انقلاب

4-8.جمعه ی سیاه 17شهریور

4-9.واقعه خونین کرمانشاه

4-10.فاجعه مسجد جامع کرمان

4-11.فاجعه خونین 30مهر 57

5-چرا محور همه مسایل مساجد بود؟

6-نتیجه گیری

7.منابع و مآخذ

 

پی نوشت ها:


[1] ؟

[2] جان فوران، مقاومت شکننده، ( تاریخ تحولات اجتماعی ایران )، احمد تدین، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا،1377 ، 537

[3] همان، ص 538

[4] یرواند آبرهامیان، ایران بین دو انقلاب، احمد گل محمدی / محمد ابراهیم فتاحی، تهران، نشرنی، 1377 ص 657

[5] مجموعه سخنرانی ها و مقالات، فروغ مسجد، قم موسسه فرهنگی ثقلین، 1384 ،ص 197

[6] همان، ص188

[7] همان، 189

[8] همان ، ص 189

[9] فرهنگ معین

[10] همان

[11] لغتنامه دهخدا

[12] فرهنگ معین

[13] لغتنامه دهخدا

[14] بی م . درسهایی از تاریخ سیاسی ایران ( استاد شهید سید حسن آیت ) ، بی جا، انتشارات مجلس شورای اسلامی، 1363

[15] بی م .تاریخ سیاسی معاصر ایران ،بی جا ، زمزمه هدایت ، 1383، ص 137

[16] همان ، ص 139

[17] جوادمنصوری ، قیام 15خرداد 1342 ، تهران دفتر ادبیات انقلاب اسلامی ، 1376،ص155

[18] همان ، ص 156و157

[19] همان ، ص 158

[20] همان ،ص 159

[21] همان، ص 172

[22] محمدتقی احمدپور، آغاز بیداری ( ویژه نامه قیام 15خرداد )، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا وسیما، 1382، ص 82

[23] جان فوران، مقاومت شکننده، احمد تدین ، تهران ، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1377 ،ص 542

[24] عباسعلی عمید زنجانی، درکتاب« انقلاب و ریشه های آن »می گوید:

لایحه مصونیت مستشاران نظامی آمریکا و خانواده های آنها ، ابتدا درسال 42 ودرزمان نخست وزیری اسدالله علم به تصویب رسیده بود و در سال 1342 و در زمان نخست وزیری « حسنعلی منصور » دوباره درمجلس و شورای ملی و سنا به تصویب رسید به موجب این لایحه، مستشاران نظامی آمریکا و تکنسینهای وابسته و اعضای خانواده و خدمه آنها اعم از نظامی و شخصی از شمول قوانین قضایی ایران معاف شده باآنها همانند دیپلماتها واعضای سیاسی سفارت خانه های خارجی رفتار می شد. تصویب این لایحه درمجالس ایران که به معنای قانونی شدن سند اسارت و بندگی ملت و دولت ایران به دست آمریکا بود، مورد اعتراض شدید امام قرار گرفت .( بی م ،تاریخ سیاسی معاصر ایران ، بی جا ، زمزمه هدایت ، 1383 ص 149 )

[25] بی م ، تاریخ سیاسی معاصر ایران ، بی جا ، زمزمه هدایت ، 1383،ص150

[26] همان ، ص 153 وص 154

[27] بی م ،تاریخ سیاسی معاصر ایران، بی جا ،زمزمه هدایت ، 1383

[28] رسول حسن زاده ، آذرخش برتاریکی ،تهران ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی  ، 1381

[29] سید حسن نور بخش ، یاد وره نهضت اسلامی تا22 بهمن 57 ، تهران ، دفتر نشرفرهنگ اسلامی ، 1360

[30] بی م ، تاریخ سیاسی معاصر ایران ، بی جا، زمزمه هدایت ، 1383 ، ص 160

[31] جواد ملایی پور، آذرخش انقلاب (ویژه نامه قیام 19 دی ) ، قم ، مرکز پژوهشهای اسلامی صداوسیما ،1383 ،ص32

[32] روح الله حسینیان ،یکسال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه ، تهران ،مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، 1385 ، ص 152

[33] همان ، ص 154

[34] روح الله حسینیان ،یکسال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه ، تهران ،مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، 1358 ، ص 150

[35] سرآنتونی پارسونز ،غرور وسقوط ،منوچهر راستین ، بی جا ، انتشارات سفعه .1363 ،ص 107

[36] همان ، ص 100

[37] روح الله حسینیان ،یکسال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه ، ص 153

[38] بی م ، تاریخ سیاسی معاصر ایران ،بی جا، زمزمه هدایت ، 1383 ، ص 161

[39] روح الله حسینیان ،یکسال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه ،تهران ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، 1385، ص 183

[40] همان ، ص 186

[41] همان ، ص 189

[42] روح الله حسینیان ،یکسال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه ، ص 191

[43] همان ، ص 192

[44] رضا شریف پور ، مسجد وانقلاب اسلامی ، تهران ،مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، 1380 ، ص 60

[45] روح الله حسینیان ،یکسال مبارزه ،ص 251

[46] روح الله حسینیان ، یک سال مبارزه ،برای سرنگونی رژیم شاه ،تهران ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، 1358 ، ص 254

[47] همان ، ص 255

[48] همان ، ص 256

[49] همان، ص 270وص 271

[50] همان ، ص 273 وص 274

[51] مجموعه سخنرانی ها ومقالات، کالبد شکافی یک واقعه (17شهریور 57) ،تهران ، مؤسسه مطالعات وپژوهشهای سیاسی ، 1384

[52] روح الله حسینیان ، یک سال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه ، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، 1385، ص 350

[53] سیدجلال الدین مدنی ، تاریخ سیاسی معاصر ایران ، ج2 ، قم ، دفتر انتشارات اسلامی ، 1361 ، ص 262وص263

[54] مجموعه سخنرانی ها ومقالات ، کالبد شکافی یک واقعه (17 شهریور 57) ، تهران ، مؤسسه مطالعات وپژوهش های سیاسی ، 1384 ،ص 35

[55] روح الله حسینیان ،یک سال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه تهران ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، 1385 ، ص439

[56] همان ، ص 441

[57] همان ، 444

[58] یرواندآبراهامیان ، ایران بین دو انقلاب ، احمد گل محمدی / محمد ابراهیم فتاحی / ، تهران ،نشر نی ، 1377،ص 653و654

[59] همان ، ص 659

[60] جان .دی . استمپل درون انقلاب ایران ، منوچهر شجاعی ،تهران ، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا ، 1377،ص 427

[61] همان ، ص 70

[62] نیکی آر ، کدی ، ریشه های انقلاب ایران دکتر عبد الرحیم گواهی ، تهران ، انتشارات قلم ، 1369

[63] سر آنتونی پارسونز ، غرور و سقوط ، دکتر منوچهر راستین ، بی جا ، انتشارات هفته ، 1363 ، ص 202

[64] همان ، ص 222

[65] همان ، ص 227

[66] گری سیک ، همه چیز فرو می ریزد ، علی بختیار زاده تهران ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، 1384

[67] سیروس وکیلی زاده، جامعه شناسی مساجد شیعیان در ایران : پایه های ساختاری و فرهنگی انقلاب، پایان نامه دکتری. ایران 1979

[68] کیومرث امیری / معصومه خالقی چکیده نامه های دکتری و کار شناسی ارشد دانشگاه های جهان درباره امام خمینی و انقلاب اسلامی ، بی جا، مرکز باز شناسی اسلام و ایران، 1378، ص 102