گروه : مقالات فروغ مسجد
شماره : 176
تاریخ : یک شنبه, 22 تیر 1399
ساعت : 13:04:53
پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله و مسجد

چکیده

این نوشتار با توجه به بنیادگذارى اسلام بر توحید ناب علمى و عملى و معرفى عبودیت و عبادت به عنوان هدف آفرینش، سیر تعالى و راه دستیابى انسان به جایگاه گرانسنگ و بى بدیل مسجد و مکانت عظیم آن در سیره نبوى، سه محور را در آن برجسته نموده است:

          1 ـ مسجد نقطه آغاز و سنگ بناى کادرسازى و تشکیل حاکمیت و حکومت اسلامى.

          2 ـ مسجد کانون مرکزى جامعه سازى اسلامى.

          3 ـ مسجد پایگاه وحدت و جایگاه حل اختلاف.

          نگارنده راز نام گذارى ستون هاى مختلف مسجد نبوى را ابعاد، جنبه و کارکردهاى گوناگون مسجد دانسته، نقطه آغاز و مرکز اصلاح، تعالى و حل مشکلات کنونى امت اسلامى، همچنین مرکز هدایت و نقطه امید و هدایت بشریت معاصر را مسجد معرفى کرده است و در پایان با تأکید بر ضرورت پیروى از سیره نبوى، احیاى سنت رسول اعظم در مورد مسجد را تنها راه برون رفت از مشکلات در دوران معاصر و راه چاره حل اساسى آنها شناسانده است.

          واژگان کلیدى: مسجد، سیره، رسول اعظم، کادر سازى، جامعه سازى، وحدت.

 

پیش گفتار

الحمدللّه  رب العالمین والصلوة والسلام على اشرف الانبیا والمرسلین سیدنا محمد و على آله الطیبین الطاهرین.

          در سال رسول اعظم و در آستانه سالگشت بعثت فرخنده آن حضرت و با تقارن یافتن  هفته وحدت و هفته گرامى داشت مساجد، پرداختن به نقطه آغازین و سنگ بناى تحول یافتن یثرب به مدینه النبى، یعنى مسجد، امرى بایسته و در خور توجه و راه حل بسیارى از مشکلات امروز امت اسلامى است؛ زیرا در مکتب اسلام که به عنوان آخرین مکتب حیات بخش الهى، براساس توحید ناب نظرى و عملى بنا شده[1] و همه امور معرفتى، اخلاقى و احکام عملى این دین براساس توحید سامان یافته است و هدف از آفرینش آدمى و راه رسیدن انسان به قرب و جایگاه منیع خلافت الهى،[2] عبادت، عبودیت و بندگى ذات اقدس الهى معرفى شده،[3] مسجد جایگاهى گرانسنگ و بى بدیل داشته و در سنت و سیره مبارک رسول اعظم مکانتى عظیم یافته است.

          از آنجا که نمى توان به همه ابعاد این موضوع پرداخت، تنها به سه نکته اساسى یعنى: نقطه آغاز حرکت هاى دینى، جامعه سازى اسلامى و وحدت آفرینى مساجد اشاره مى شود:

 

1 ـ مسجد نقطه آغاز و سنگ بناى کادرسازى و تشکیل حاکمیت و حکومت اسلامى

اگرچه در سیره حضرت رسول، تشکیل جلسات آموزش در دوران آغازین بعثت و سال هاى مخفى دعوت در خانه ارقم بن ابى ارقم در کنار مسجدالحرام بر دامنه کوه صفا[4] وبرگزارى نماز جماعت در سال هاى پس از آن در درون مسجدالحرام و در برابر کعبه[5] و نشستن در حجر اسماعیل و قرائت قرآن[6] نشانگر اهمیت مسجد در کادرسازى است ولى توجه به رویدادهاى هجرت آن حضرت از مکه به مدینه و تلاش آن پیامبر بزرگ براى بنیان نهادن یک جامعه ایده آل نمونه و آرمانى اسلامى و تغییر جامعه جهل و ظلم و خرافه یثرب به شهر علم و نور و عدالت مدینه النبى نشان مى دهد که نقطه آغاز همه تلاش ها و سنگ بناى جامعه سازى اسلامى و زیر ساخت تشکیل حاکمیت و حکومت اسلامى نبوى، تأسیس مسجد، است.

          آرى! تأسیس مسجد قبا در آن اقامت کوتاه سه روزه و انتخاب مکان براى بنیان نهادن  مسجد نبوى به محض ورود به مدینه،[7] براى همه مسلمانان و بویژه براى اندیشمندانى که در سیره پیامبر اعظم تأمل مى کنند، پیامى معنادار در بر دارد.[8] پیامبر در اولین گام به مسجدسازى پرداخت و با این اقدام، مرکز ثقل همه تحولات و اصلاحات لازم را بنیان نهاد و در حقیقت با ساخت مسجد، نخستین گام براى تشکیل دولت اسلامى به معناى حقیقى را برداشت. بدینسان زیر ساخت و عامل اصیل و اصلى همه تحولات فردى و اجتماعى در سیره نبوى، مسجد بود.[9]

 

2 ـ مسجد کانون مرکزى جامعه سازى اسلامى

اساسا رسالت پیامبر این بود که جامعه بت پرست، مشرک خرافى، عقب مانده، جاهل و پر از ظلم و ستم و تباهى و اختناق آن گونه که امام على علیه السلام در نهج البلاغه توصیف مى کند،[10] را به جامعه اى یکتاپرست، آزاد، عادل، انسانى و معنوى تبدیل نماید[11] تا همه بشریت از برکات آن برخوردار گردد:

          براى این جامعه سازى جدید و این تلاش بزرگ الهى که اقامه عدالت در صدر مى نشیند و باید هر چیز و هر کس در جایگاه خود قرار گیرد به یک مرکزیت مطمئن و کارآمد نیاز بود؛ بدین رو پیامبر با برنامه ریزى دقیق و الهى خود، براى جامعه سازى نوین قرآنى، به تأسیس کانونى به نام مسجد دست یازید.

          بدینسان در سنت و سیره نبوى مسجد تنها یک نقطه آغاز و یک مرکز عبادى فردى نبود؛ بلکه بدون مبالغه مسجد مرکز و کانون هدایت همه تحولات، اصلاحات و همه امور بود.[12]

         آن حضرت در این کانون نورانى، نخست فرهنگ سازى قرآنى را در دستور کار قرار داد  و این گونه بود که مسجد با نقش فرهنگ ساز خود، جامعه نمونه اى را تحقق بخشید که در آن جامعه، همه امور از معرفت علمى، تا امور سیاسى و اجرایى همه و همه از مسجد الهام مى گرفت و راز تحول یثرب به مدینه آرمانى پیامبر را باید در نقش آفرینى عالى این محور مقدس، جستجو نمود.

          بدون تردید علم مسجد محور، اجتماع مسجد محور، اقتصاد مسجد محور، سیاست مسجد محور، با علم و اجتماع و سیاستى که محورش مسجد نباشد، تفاوت بنیادین دارد.

          شاید تقسیم نمودن فضاى مسجد میان کارکردهاى مختلف و اختصاص هر ستون و اطراف آن به یک امر و آغاز گسترده آموزش هاى علمى و عملى را بتوان در این راستا ارزیابى نمود.

          برگزارى نماز جماعت، آموزش قرآن کریم و ارایه خطابه هاى موعظه آمیز و اصلاح گرایانه، پذیرش نمایندگان مذاهب و مکاتب و قبایل و بحث و گفت وگو با آنان، اسکان مهاجرین بر گرد مسجد و... چنان تحول فرهنگى در یثرب به وجود آورد که به تحقق جامعه آرمانى اسلامى انجامید.

          تعلیم و تعلم معارف و آموزه هاى قرآن و سنت نبوى، مسجد را به دانشگاهى بدل نمود که در آن علم و اخلاق، آموزش و پرورش، عالم پرورى و انسان سازى در کنار هم و آمیخته با یکدیگر ارائه مى شد به گفته ابن مسعود تا به آیاتى که پیامبر به ما آموخته بود، عمل نمى کردیم آن حضرت آیات جدیدى به ما ارائه نمى کرد.

          حضور پیامبر در جلسه آموزشى و ترجیح آن بر حلقه ذکر و عبادت با این بیان که «کلاهما الى خیر ولکن بالتعلیم ارسلت»[13] و جدیت در دور باش اصحاب از گناه و فى ازاله الاثام عنهم مجتهدا[14] نشان از آن دارد که حضرتش علم و عمل بر اساس آن را با همدیگر مى خواست.

         به یک نمونه از معرفت آموزى علمى آموزه هاى قرآن در مساجد توجه فرمایید:

          مردى بادیه نشین به مسجد آمد و از حضرتش تقاضاى تعلیم آورده هاى جدید یعنى آیات قرآن را نمود؛ آن حضرت در پاسخ این تقاضا به تلاوت سوره زلزال پرداخت: «فلما انتهى الى (فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا) قال: اکفینى»  یا محمد مرا بس است که همه پیامت را دریافتم. سپس برخاست و از مسجد آهنگ بیرون رفتن کرد.

          پیامبر به اصحاب فرمود: «انصرف الرجل و هو فقیه».[15]

         این مورد تنها یک نمونه از هدایت بخشى و معرفت آموزى علمى در مساجد بود که در فرصتى اندک، بادیه نشینى را به فقیه اى بدل نمود که فقاهتش مورد تأیید پیامبر قرار گرفت و تأثیر بخشى این گونه تعلیم در شکل گیرى جهان بینى جدید و دغدغه آفرینى در مورد مبدأ و معاد را به خوبى نشان داد.

          از بیان نمونه هاى دیگر در مى گذریم که مجال تفصیل و فرصت تکثیر نیست.

          در حوزه معرفت آموزى عملى نیز مساجد نقش، اثرگذارى و تحول آفرینى بسیار شگفت انگیزى ایفا نمودند؛ به عنوان نمونه اى از خروار، چون حضور در مسجد، طهارت و نظافت پیشین را طلب مى کرد، بویژه با استحباب مسواک و به کار بردن بوى خوش براى اقامه نماز و با اختصاص دادن ستون مخلقه به گیاه عطرآگین خلوق براى خوشبو ساختن خود، مسجد عملاً لزوم رعایت بهداشت و آراستگى را به مردمان مسلمان مى آموخت.

          برگزارى نماز جماعت در مسجد و قرار دادن افراد در یک صف و کنار هم و منظم ساختن صفوف توسط خود آن حضرت، نه تنها نظام طبقاتى اشراف و بردگان را درهم شکست و همه تفاخرات جاهلى را لگدکوب نمود و نظام نوین اجتماعى دیگرى با ارزش هاى جدیدى به وجود آورد، بلکه رعایت نظم و ایجاد صفوفى در هم تنیده و منظم را به همگان آموخت.

          تشکیل جلسات مشورتى در مسجد، نه تنها لزوم تفکر و تأمل در امور اجتماعى مسلمانان را به همه افراد یاد مى داد، بلکه به مسؤولان، رهبران و حاکمان استفاده از نظرات دیگران را آموزش داد.

          پذیرفتن هیأت هاى نمایندگى مذهبى و قبیله اى و ارایه سخنان مستدل و متقن در برابر پرسش هاى آنان، عملاً مردمان پرورش یافته در دوران تعصب، جنگ و جاهلیت را به روش گفت وگوهاى برهان مدار و جدال احسن و رعایت انصاف در ارزیابى سخنان ارائه شده رهنمون شد.[16] در یکى از مناظرات که فبهت القوم و تحیروا و قالوا: یا محمد اجلنا نتفکر فیما قلته لنا فقال:  انظروا فیه بقلوب معتقده للانصاف یهدیکم الله.[17] به ما مهلت بده تا در آنچه فرمودى بیندیشیم. فرمود: بیندیشید ولى با قلب هایى که انصاف مى ورزد تا هدایت شوید.[18]

         اسطوانه حرس آن هم در کنار اسطوانه الوفود در مسجد النبى، اگرچه یادآور استفاد از سلاح براى تأمین امنیت جان پیامبر است،[19] ولى افزون برآن و به دلیل تشکیل شوراى نظامى در مسجد، بعد نظامى مسجد در جامعه سازى آرمانى اسلام را نشان مى دهد؛ دین اسلام و مسلمانان واقعى در کنار بحث و گفت وگوهاى مستدل، سلاح نیز در دست دارند تا تهاجمات دشمن را با شدت تمام پاسخ گویند، چنان که دشمن بهراسد و چندان بیمناک شود که هرگز خیال حمله و غارت و استعمار و استحمار این امت را در سر نپرورانند.[20]

3 ـ مسجد پایگاه وحدت و جایگاه حل اختلاف

از آنجا که بدون در هم آمیختن نیروها و بدون انسجام یافتن یک اجتماع نمى توان تحولى انسانى و عمیق به وجود آورد، پیامبر به امر خداوند در حرکت و تلاش نوین خود، مردمان را به وحدت فراخواند: «ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاتقون».[21] دشمنى هاى دیرین را به دوستى هاى بى مانند تبدیل کرد و با عوامل اختلاف آفرین و با هرگونه اختلاف و اختلاف آفرینى خواه میان مهاجر و انصار و خواه میان عرب و عجم و... به شدت مخالفت مى نمود؛ زیرا خداوند فرمان داده بود: «انما المؤمنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم».[22]

         مرکز آموزش علمى و عملى و پایگاه اصلى وحدت و حل اختلاف مسجد بود به همین جهت وقتى مسجد ضرار این جایگاه و نقش وحدت آفرینى را از دست داد و به مرکزى براى اختلاف افکنى مبدل شد، تخریب گردید و جایگاه انبوه ساختن زباله شد. «و الذین اتخذوا مسجدا ضرارا و کفرا و تفریقا بین المؤمنین... لا تقم فیه ابدا...».[23]

         این سنت نبوى به مسلمانان نشان داد که هر مرکز اختلاف آفرین هرکجا که باشد حتى اگر  نام مسجد به خود بگیرد، باید تخریب و به مزبله تبدیل شود.

 

ضرورت پیروى از سیره در دوران معاصر

اندیشمندان عزیز و گرامى؛ برادران و خواهران! اکنون نباید تنها به ذکر و یادکرد سنت نبوى در مورد مساجد اکتفا نمود؛ بلکه پرسش اساسى آن است که اکنون براى اصلاح امت اسلامى و نجات بشریت از کجا و چگونه آغاز نمود و از کدامین مرکز تحول و اصلاحات امت اسلامى را پى گرفت؟ پیام کنونى سنت نبوى در مورد مساجد چیست؟

          بدون تردید امروز کلید حل مشکلات بسیار امت بزرگ اسلامى در مسجد یافت مى شود؛ اقدام و سنت نبوى در تأسیس مسجد، یک حرکت مقطعى یا نمادین و اتفاقى نیست بلکه حساب شده نقطه آغاز را به ما نشان داده است و بدون شک هم اکنون نیز مى تواند و مى بایست نقطه آغاز و بهترین و کوتاه ترین مسیر اصلاح امت اسلامى قلمداد شود. پس باید به سنت نبوى بازگشت و مسجد را احیا نمود زیرا مشکل امت اسلامى نداشتن محل عبادت نیست که براساس فرموده رسولش: «جعلت لى الارض مسجدا و طهورا»[24] بلکه مشکل آنان مرکز هدایت و الهام امور مختلف است که سرچشمه آن در مسجد است.

          بدینسان رهبران معنوى و فکرى مسلمانان هم اکنون بر اساس شرح صدر «الم نشرح لک صدرک»[25] احساس مسئولیت «عزیز علیه ما عنتم»[26] و مصلحت سنجى امت «و لا تتبع اهوائهم»[27] باید دامن پردامنه اختلافات را برچینند و وحدت و یکدلى و یگانگى را که صلاح و اصلاح امت اسلامى در آن است، مورد توجه قرار دهند و آن را در احیاى نقش ها و کارکرد مساجد جستجو کنند!

          آرى مسجد مرکز «یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه»[28] بوده و باید باشد و رسالت پیغمبر «لیقوم الناس بالقسط»[29] و «یضع عنهم اصرهم و الاغلال التى کانت  علیهم»[30] بوده و باید امروز رسالت دانشمندان مسلمان نیز همان باشد.

         به راستى آیا «اسطوانه الوفود» هم اینک نیز براى امت اسلامى پیامى براى برگزارى گفت وگوهاى برهانى وحدت آفرین در بر ندارد؟

          آیا اسطوانه مخلقه مسلمانان را به طهارت و آراستگى و خوشبویى دعوت نمى کند؟

          آیا اسطوانه توبه و سریر در مسجد نبوى ما را به اعتکاف و استغفار و توبه فرا نمى خواند؟

          و آیا سکوت امروزین مساجد در شبکه هاى مختلف صدایى، تصویرى، اینترانتى و اینترنتى جهان با اسطوانه حنانه سازگار است؟

          به راستى آیا بعد جهاد آفرین مساجد قابل احیا نیست؟ اگر مساجد این کارکرد برگرفته از سنت نبوى را ایفا مى کردند حتى اگر دولت هاى اسلامى به هر دلیل نمى توانستند از کیان امت اسلامى دفاع کنند و اسرائیل و آمریکا از لبنان و فلسطین و عراق برانند، آیا اسرائیل و آمریکا جرأت آن را داشت که این همه جنایات فجیع در لبنان و عراق و افغانستان به وجود آورد؟

          افزون بر نقش آفرینى مساجد در حل مشکلات امت اسلامى، هم اکنون گمشده بشریت را نیز فقط در مساجد مى توان یافت. به گفته الکسیس کارل دانشمند زیست شناس و برنده دو جایزه نوبل: انسان همچنان که به آب و اکسیژن نیازمند است، به خدا نیز محتاج است و احساس عرفانى، احساس اخلاقى، احساس جمال و نور عقل، به شخصیت بشرى، شگفتگى و انبساط پر معنا و کاملى مى بخشد... .

          ملت هایى که نیایش از میان آنان رخت بربندد به طور قطعى سقوط مى کنند.[31]

         مگر نه آن است که دانشگاه هاى صنعتى و تجربى و نظامى بریده از اخلاق و انسانیت و تهذیب که عالمان و متخصصان بى تعهد مى پرورانند و منشأ ساخت تسلیحات شیمیایى، بمب ها و کاربرد آنها علیه افراد بى گناه هستند و در یک کلام، جدا ساختن علم، صنعت، تربیت و اقتصاد از دین و مسجد و معبد، این مشکلات را به بار آورده است و هم اکنون بشریت خسارت جبران ناپذیر این جداسازى را تجربه مى کند؟

          براستى انسان مادى امروزى که به مادون انسانیت سقوط یافته و با گرفتار آمدن به نوعى جزمیت و دگماتیسم در مورد محسوسات عقل را از کلى نگرى حق جویانه به جزیى نگرى منفعت گرایانه معطوف ساخته و رفاه و پیشرفت اقتصادى، او را از تعالى انسانى و اخلاقى باز  داشته، از کدامین مرکز جز مسجد مى تواند انتظار هدایت و یارى داشته باشد؟

          پس باید با ایمانى راستین و باورى پولادین سنت نبوى در مورد مساجد را پى گرفت که:

 

در این بحر جز مرد داعى نرفت

 گم آن شد که دنبال راعى نرفت

کسانى کزین راه برگشته اند

 برفتند بسیار و سرگشته اند

خلاف پیامبر کسى ره گزید

 که هرگز به منزل نخواهد رسید

مپندار سعدى که راه صفا

 توان رفت جز پى مصطفى[32]

 

پی نوشت ها:


[1] . «مالکم من اله غیره»، اعراف: 59 ، 65 ، 73 ، 85 .

[2] . «انى جاعل فى الارض خلیفه» بقره:  31 .

[3] . «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» ذاریات:  56 .

[4] . سیره ابن هشام:  ج 1 ، ص 263 ؛ سیره ابن حلبى: ج 1 ، ص 319 .

[5] . اسدالغابه، ابن اثیر، الاصابه ابن حجر، به نقل از: فرازهایى از زندگى پیامبر اسلام: ص 97 .

[6] . «کان رسول اللّه  یقعد فى الحجر و یقرأ القرآن» بحارالانوار.

[7] . آثار اسلامى مکه و مدینه: ص 199 .

[8] . (لیقوم الناس بالقسط و انزلنا معهم الکتاب و المیزان» حدید:  25 .

[9] . صحیح بخارى: ج 1 ، کتاب علم، ص 42 ؛ فرازهایى از زندگانى: ص 209 ـ 211 .

[10] . «و اهل الارض یومئذ ملل متفرقه و اهواء منتشره و طوائف متشتته بین مشبه لله بخلقه او ملحد فى اسمه او مشیر الى غیره...». نهج البلاغه: خ اول .

«و انتم معشر العرب على شر دین و فى شر دار منیخون بین حجاره خشن و حیات صم تشربون الکدر و تأکلون الجشب و تسفکون دماءکم و تقطعون ارحامکم، الاصنام فیکم منصوبه و الاثام بکم معصوبه» نهج البلاغه: خ 26 .

[11] . «و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التى کانت علیهم» اعراف: 157 .

[12] .  صحیفه نور.

[13] . بحارالانوار: ج 1 ، ص 206 ؛ منیه المرید، شهید ثانى:  ص 106 .

[14] . بحارالانوار: ج 9 ، ص 332 .

[15] . میزان الحکمه: ج 3 ، ص 2455 .

[16] . آثار اسلامى مکه و مدینه:  ص 225 .

[17] . بحارالانوار: ج 9 ، ص 259 .

[18] . تفسیر موضوعى: ج 8 ، ص 87 .

[19] . ان هذا المحرس کان على ابن ابى طالب یجلس فى صفحتها التى تلى القبر مما یلى باب رسول الله یحرس النبى وفاء الوفاء، ج 2 ، ص 448 .

[20] . «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عواللّه  و عدوکم» انفال: 60 .

[21] . مؤمنون:  52 .

[22] . حجرات:  آیه 10 .

[23] . توبه:  107 .

[24] . شرح لمعه، شهید ثانى:  ج 1 ، ص 15 .

[25] .  شرح:  آیه 1 .

[26] . توبه:  128 .

[27] . مائده:  49 .

[28] . جمعه:  2 .

[29] . حدید:  25 .

[30] . اعراف:  157 .

[31] . نیایش:  ص 45 ـ 35 .

[32] . مقدمه کتاب بوستان، سعدى شیرازى .